حس میکنم چیزی داره خفهم میکنه
احتمالا اینبار حقایق تصمیم گرفتن بهجای پاشیدن توی صورتم یا سیلی زدن بهم، گلوم رو بفشارن
هدایت شده از اَبدیــتــــٓــ..
به خورشید خیره میمونی چراکه ابر مستورش کرده و صورتت از سرما بیحس شده، برای گرمابخش بودن درمانده بهنظر میاد
اون هرچند دوره و پوشیه بر رو زده، اما نگاه کردن بهش حرارته، تداعی روزهای تابستانه، آبشدنِ یخها و شمعهاست.