𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
-یادته...؟ #cy
در ورودی--->
سایفر: ببخشید اما سر راهمی☺️🗡
من: :/👍🏻
هیچکس: (🤣🤣درحال جلوگیری از پوکیدن)
آوا: یاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضلیاابالفضللللللللل
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
-یادته...؟ #cy
معلومه که یادمه..
(مگه میشه اون جمعیتو فراموش کنم؟ از شلوغی بیزارم....)
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
-یادته...؟ #cy
خاطره خفن با حس و حال خفن و کلا خفن.
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
در ورودی---> سایفر: ببخشید اما سر راهمی☺️🗡 من: :/👍🏻 هیچکس: (🤣🤣درحال جلوگیری از پوکیدن) آوا: یاابا
خدایی قیافه یارو خیلی حیوونکی بود🤣 خیلی خوب بود😂
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
در ورودی---> سایفر: ببخشید اما سر راهمی☺️🗡 من: :/👍🏻 هیچکس: (🤣🤣درحال جلوگیری از پوکیدن) آوا: یاابا
و آره خلاصه آوا هم خیلی خوب بود داشت از استرس پس میوفتاد🤣 می ترسید خون به پا شع😂🤣🤣
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
او: در حال اجرای آیین مراسم بپاخیزی..
نه دیشب
خبری نبود
هیچکارم نکردم...
دیشب صرفا گفتم بذار فقط همین یبار رو بعد از چندوقت این قفل رو بشکنم..
و سعی کردم بالاخره یه چیزی رو بشکافم و طومار بنویسم، نتیجش هم... بماند.. هی بنویس و پاک کن بود دیگه... پس درد داشت..