𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
در ورودی---> سایفر: ببخشید اما سر راهمی☺️🗡 من: :/👍🏻 هیچکس: (🤣🤣درحال جلوگیری از پوکیدن) آوا: یاابا
و آره خلاصه آوا هم خیلی خوب بود داشت از استرس پس میوفتاد🤣 می ترسید خون به پا شع😂🤣🤣
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
او: در حال اجرای آیین مراسم بپاخیزی..
نه دیشب
خبری نبود
هیچکارم نکردم...
دیشب صرفا گفتم بذار فقط همین یبار رو بعد از چندوقت این قفل رو بشکنم..
و سعی کردم بالاخره یه چیزی رو بشکافم و طومار بنویسم، نتیجش هم... بماند.. هی بنویس و پاک کن بود دیگه... پس درد داشت..
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
و آره خلاصه آوا هم خیلی خوب بود داشت از استرس پس میوفتاد🤣 می ترسید خون به پا شع😂🤣🤣
برادر دیگه دیوونه که نیستم آخه چه خون بپا شدنی... من خیلی هم محترمانه رفتار کردم و اصلا هم انرژیمو صرف چیزای بیاهمیت نمیکنم.. ولی خب بجاش یه دالون باز شد و الان شما همچین خاطرهای دارید
دوستان نگران نباشید حالم و خوبه و زندهام... دمتون گرم واقعا مشتی و با معرفت هستید🖐🏻 انشالله به شرط حیات آخر شب همه پیویها رو پاسخگو خواهم بود...
فعلاً...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
معلومه که یادمه.. (مگه میشه اون جمعیتو فراموش کنم؟ از شلوغی بیزارم....)
شلوغی؟
آره آره همون
(منم که چیز دیگه ای اصلا مدنظرم نبود و دقیقت همین شلوغی منظورم بود:// )
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
خاطره خفن با حس و حال خفن و کلا خفن.
همینکه تونستیم اونقدر راحت از لای جمعیت بگذریم عالی بود
خفنناک و و ابهتو بیخیال داداشم
(هرچند واقعا خفن بود و حال داد:// )
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
برادر دیگه دیوونه که نیستم آخه چه خون بپا شدنی... من خیلی هم محترمانه رفتار کردم و اصلا هم انرژیمو ص
والا قیافت که چیز دیگه ای میگفت😂
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
برادر دیگه دیوونه که نیستم آخه چه خون بپا شدنی... من خیلی هم محترمانه رفتار کردم و اصلا هم انرژیمو ص
البته که یه infp کوچولو که بین entj و entp و intj گیر افتاد بود حق داشت که دچار اون حال بشه😂
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
همینکه تونستیم اونقدر راحت از لای جمعیت بگذریم عالی بود خفنناک و و ابهتو بیخیال داداشم (هرچند واق
یه کلیپ فرستادی یه خاطره رو زنده کردی
چرا انقدر بزرگش میکنیــــد 😑