𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
دلم نخواست پی وی جواب برم اینجا میگم... [بابت تاخیر طولانی شاید بگم متأسفم؟]
ناراحت شدی نیومدم ببینمت؟
راستش من به چيزی که حس میکنم(شهود یا هرچی که بهش میگین) خیلی خیلی اعتماد دارم.. شب قبل از روزی آخری که اومدم ببینمت یه حسی راجع بهش داشتم... بنابراین با اینکه بنابر دلایلی خیلی برام سخت بود و کلی هم بخاطرش توی دردسر افتادم و تقریبا یه جنگ هم یه پا شد، اومدم... و حس میکردم دیگه تا مدتها نمیبینمت.. بخاطر همین اون کارا *** رو کردم که هر وقت به یاد آخرین خاطرمون میفتی بخندی!
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
دلم نخواست پی وی جواب برم اینجا میگم... [بابت تاخیر طولانی شاید بگم متأسفم؟]
نیومدم ببینمت که تو در آتش عشق من هلاک شی!!!😃😌 من میذارم توی عطش به من به هلاکت کشیده بشی!
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
منظورم از مهر و موم همچين چیزیه... تا آخر امشب بیشتر وقت ندارم برای حرف زدن.. پس اگر شماهم چیزی برای
خب دیگه به امید خدا نابینا شدم، فعلا یکمم برم مطالعه کنم بقیهاش برای آخر شب...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
خب دیگه به امید خدا نابینا شدم، فعلا یکمم برم مطالعه کنم بقیهاش برای آخر شب...
بعد به محض اینکه اومدم شروع کنم برق قطع شد!😊✨️✨️✨️
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوکونا رو نمیدونم فرزندم،، اما آرلکینو رو هستم...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
سوکونا رو نمیدونم فرزندم،، اما آرلکینو رو هستم...
درصد تطابق از جنبههای مختلف
بالای ۹۷٪ ...
امشب دیگه چیزی نمیگم.. یسری چیزا رو نوشتم که به مرور زمان میفرستم... امروز دیگه کولاک شد...