𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
اوه ریموند، میتونی بری بابتش گریه کنی!
فقط یادت نره که
از اشکتهات برای من
توی یه قوطی کوچولوی شیشهای بریزی و
نگه داری
هدایت شده از 𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 🇮🇷
تو فقط وقتی به چراغ احتیاج پیدا می کنی که نور کم باشه...
فقط وقتی داره برف میباره دلت برای خورشید تنگ میشه...
فقط وقتی گذاشتی بره میفهمی دوستش داشتی...
فقط موقعی که ناراحتی متوجه میشی که یه روزی خوشحال بودی...
فقط موقعی از جاده متنفر میشی که دلت برای خونه تنگ شده باشه...
فقط وقتی گذاشتی بره میفهمی دوستش داشتی...
و میذاری بره...
به ته لیوانت خیره میشی...
و امیدواری که یه روز بتونی آرزوت رو بدست بیاری...
خیلی طول می کشه که آرزوها رو بدست بیاری ولی خیلی زود از دست میرن...
فقط موقعی می تونی اونو ببینی که چشمات رو بستی...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
تو فقط وقتی به چراغ احتیاج پیدا می کنی که نور کم باشه... فقط وقتی داره برف میباره دلت برای خورشید تن
گاهی برای باور بودن باید نبودن را فهمید..
برای لذت دیدن ندیدن را چشید..
به راستی آیا ما فهمیدنِ نبودن و چشیدنِ ندیدن را فهمیدیم و چشیدیم...¿
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
حضور تعدادی از افراد سرشناس در تجمعات شبانه
@farsitweets