𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
ریجکت رو تمرین کن؛ برو آکسفورد و کمبریج اپلای کن؛ برای بهترین پوزیشنها تو دیجیکالا و اسنپ رزومه بف
اول یه توضیح بدم
این عمو داره میگه که خودت را عمداً در معرض رد شدن و یا شکست قرار بده تا ترس از اون از بین بره و بفهمی که ارزش تو وابسته به پذیرش دیگران نیست.
در روانشناسی به این روش میگن "درمان از طریق مواجهه"
(تقریبا مثل مکانیزمی که من از بچگی و به صورت ناخودآگاه برای ترسهام انجام میدم.. شیرجه زدن توی دل ترسهام...)
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
ریجکت رو تمرین کن؛ برو آکسفورد و کمبریج اپلای کن؛ برای بهترین پوزیشنها تو دیجیکالا و اسنپ رزومه بف
حال نظر من:
چرا آدم باید به درد کشیدن عادت کنه و حساسیتش رو کم کنه؟
من ترجیح میدم به جای اینکه به درد کشیدن عادت کنم و نسبت به رد شدن حساسیت کمتری نشون بدم، بجاش آمادگی قبلی داشته باشم،
مثلا برای احتمال قبول نشدن و رد شدن و درد کشیدن و... آماده باشم، یعنی از قبل پیشبینی کردهباشم که ممکنه ریجکت بشم، تا اینکه بخوام خودم رو نسبت درد کشیدن مقاوم کنم...
هر وقت زمانش رسید درد رو میکشم و تحملش میکنم.. منتهی با شدت کمتر نسبت به بقیه، چون از قبل پیشبینی کرده بودم و انتظار ریجکت شدن رو هم داشتم و براش آماده بودم...!
الان اینجا دو تا رویکرد متفاوت در مقابل "درد و ریجکت" داریم
دو استراتژی اصلی:
1. عادتدادن
(Desensitization / Exposure).
2. آمادگی ذهنی
(Anticipation / Pre-acceptance)
که چون خودم مورد دوم هستم توضیحش میدم:/ 🤣
البته هیچکدام مطلقاً برتر نیستن؛ بسته به شخصیت و سبک هرشخص، یکی طبیعیتر مینشیند.
با توجه به اینکه من همیشه دنبال پیشبینی، طراحی و بازتعریف قواعد بازی هستم، رویکرد دوم (آمادگی ذهنی) بیشتر با استراتژی م همراستاست...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
الان اینجا دو تا رویکرد متفاوت در مقابل "درد و ریجکت" داریم دو استراتژی اصلی: 1. عادتدادن (Desen
- قبل از ورود به میدان، احتمال ریجکت را در محاسباتت میگذاری.
- یعنی شکست یا رد شدن را از قبل بهعنوان یک «سناریوی محتمل» پذیرفتهای.
- وقتی اتفاق میافتد، غافلگیر نمیشوی و شدت درد کمتر است.
- نقطهی قوت: حس کنترل و پیشبینی داری؛ درد را بهعنوان بخشی از بازی میپذیری.
- نقطهی ضعف: اگر زیادهروی شود، ممکن است به شکل «انتظار دائمی شکست» دربیاید.
و بله من احتمال شکست رو در محاسباتم در نظر میگیرم و چون معتقدم ذهن فرمانده وجود است، در صورت شکست باز هم همه چیز تحت کنترل من است...
اما هیچوقت نمیذارم این دیدگاه باعث نقطه ضعف و کاهش ریسکپذیری من بشه..
این دقیقاً همون نقطهای هست که نگاه من رو از «مقاومت منفعل» به «فرماندهی فعال» متمایز میکنه...
اوووه چقدر از خودم تعریف کردم😌😂
اصن چنل خودمه بایدم بکنم😂
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
Never put me in a position where I have to show you how cruel and ruthless I can be once I reach
دمت گرم ای عمویی که اینو برام فرستادی و گفتی "این چقدر توست" ...
بله من قبول دارم حرف شما رو و اصلاً جایی برای رد کردنش نیست...
ولی ای کاش اینم بهم میگفتی که چجوری این وجه رو نشون ندم، اما دیگران بدونن که وجود داره...
تا سر فقط یکبار در ۵سال، اونم در مدت زمان نهایتاً ۳۰ ثانیه، فقط ۳۰ ثانیه از خودکنترلی خارج شدن و فریاد زدن جمله "من مستبد هستم"، رفیقم کاملاً باهام قهر کنه...