𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
دو ثانیه گوشیمو دادم دست این بچه دو هزارتا عکس و فیلم و ویدئومسیج گرفته هااا
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
واقعا بعد از مدتهای طولانی...
از دیشب تا حالا کلی فکر و جستوجوی درونی کردم که ببینم آخرین باری که جریان این احساسات گرم رو عمیق تجربه کردم کی و کجا بوده....
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
از دیشب تا حالا کلی فکر و جستوجوی درونی کردم که ببینم آخرین باری که جریان این احساسات گرم رو عمیق ت
و خیلی زود فهمیدم که نیمه شعبان بود...
واقعا.. عمیقا..
(هرچند خیلی کوتاه و ناپایدار بود..)
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
و خیلی زود فهمیدم که نیمه شعبان بود... واقعا.. عمیقا.. (هرچند خیلی کوتاه و ناپایدار بود..)
اما به قبل از اون هرچی بیشتر فکر کردم و شواهد به جا مانده رو برسی کردم دیدم که به مدت خیلی خیلی طولانیای هیچی...
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
اما به قبل از اون هرچی بیشتر فکر کردم و شواهد به جا مانده رو برسی کردم دیدم که به مدت خیلی خیلی طولا
وقتی که برای زمان نسبتا زیادی توی حالت بقا و اشباع هیجانی بودم..
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
چهارمین فقط صرفاً چون میخوام یه مدت وارد این سایدم بشم...
همزمان با تلاشم برای تغییر سایدم و نگهداری خودم توی این شرایط به لطف خدا همچین اتفاقی افتاد و کانال احساسات مطلوب انسانیم باز شد و کارم رو راحتتر کرد..
𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
وقتی که برای زمان نسبتا زیادی توی حالت بقا و اشباع هیجانی بودم..
به وضوح یادمه آخرین احساساتی که قبل از اورلود هیجانیم میتونستم حس کنم، چیزایی که شما بهش میگین منفی، بد و ناسالم... بود..
مثل نفرت، انزجار، خشم و خشونت و عصبانیت.. سردی و بیرحمی..
چیزایی که تحت کنترلم بودن..
و البته منظم توسط خودم سرکوب میشدن...
چون هیچ راه بدون آسیبی برای ابراز و تخلیهاشون وجود نداشت...
[عمیقا از خالقم سپاسگزارم که اون موقع دست کم این احساس مسئولیت و انسانيت رو داشتم که "منطقینیست" و "باید از آسیبزایی به زمینیها جلوگیری بشه"]
(حرف زدن از حسهام برام خیلی خیلی وحشتناک، سخت و آزاردهندهاست...، بخاطر همین هم انجامش میدم!.. به زور!✨️ این حال میده..!✨️)
لذت اینکه چیزی برات آزاردهندست، اما دقیقاً چون آزاردهندست، به سمتش میری...
بله.. این کار هم برای من سخته...، حتی وحشتناکه...
اما دقیقا به همین دلیل، ارزش انجام دادن داره...