[امیدوارم روح کسایی که از پیشمون رفتن، زندگیای که نشد ادامهش بدن رو تو اون دنیا طولانی و شاد تر از قبل تجربه کنن❥︎]
هوا تازه و بهاری شده و انگار آفتاب و خنکی باهم همه جا پخش شده. حس خوبش این روزا یه جون به جونام اضافه میکنه.ּ ֶָ ๋.
امروز خیلی روشنه. اینجا از اول برام روشن بوده. من همیشه میام این خونه ولی وقتی اینجوری با باروبندیلِ چند روزه میمونم اینجا، حسش متفاوت تر اما مثل همیشه درخشان و قشنگه. هوا آفتابیه و من هر گوشهی پرخاطره اینجا که میشینم چشمم به گلخونه و پنجرهی سقفشه. نور میتابه و دخترِ کارتونی روی صفحه درس میخونه و تایمر بالای سرش داره حرکت میکنه. صدای آرومِ موسیقی پس زمینهش میاد و من هنوزم چشمم به نورِ سقفه..
امروز آخرین قسمتِ یه سریالی که دو ماه پیش در حال پخش شروع کرده بودم رو، دیدم. دربارهی سکانس هاش و دیالوگ های کارشدهاش میتونم کلی بنویسم. این سریال خیلی مفهوم قشنگی داشت و این مورد واقعا به خصوص یادم میمونه :). بخشی از داستان شبیه این روزای کشورِ ما بود و فکر میکنم هر کسی که داشت میدیدش متوجه شده بود. در کل دزد محبوبِ چوسان و شاهزادهش، برای من به یادموندنی شد✨..