همیشه ارزو داشت کاش میتونست نسبت به همه اینا بی اهمیت باشه، کاش میتونست بگه که براش مهم نیست ولی در عین گفتنش روحش از درد فریاد نزنه، کاش وقتی که با غرور میگفت نیاز به هیچکس نداره توی اعماق قلبش دنبال یه تکیه گاه نباشه، کاش میتونست به خودش ثابت کنه که خودش برای خودش کافیه، کاش میتونست تکیه گاه روح خسته خودش باشه ولی اون فقط از همه چی بریده بود، اون میخندید، تظاهر میکرد، ولی الان توان تظاهر نداشت، توان قوی بودن در عین تنهاییو نداشت، توی تمام زندگیش مثل یه بچه کوچیک دنبال محبتی بود که هیچ وقت نصیبش نشد، یه تکیه گاهی که حتی توی رویا هم نمیتونست داشته باشتش، حتی توی رویا هم دست نیافتنی بود.
Freak
هدایت شده از تباهیات
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/the_driver/132 اینا دیالوگای یه سریال بی ال نیس؟
#دایگو
هیچ شبی نیست که تموم نشه. بارونی نیست که بند نیاد. تا زمانی که خورشید در قلب هامون می درخشه، ما هیچ وقت راه مون رو گم نمیکنیم. اما اون موقع نمیدونستیم، که هرچقدر خورشید نورانی تر بتابه، سایه ها هم تاریک تر میشن.
_Gintama
ای تکیه گاه آن که تکیه گاه ندارد، ای پشتیبان آن که پشتیبان ندارد، ای اندوخته آن که اندوخته ای ندارد، ای پناه آن که پناهی ندارد، ای فریادرس آن که فریادرسی ندارد، ای افتخار آن که افتخاری ندارد، ای توانمندی آن که توان ندارد، ای مدد رسان آن که یاوری ندارد، ای همدم آن که همدمی ندارد، ای ایمنی بخش آن که ایمنی ندارد...
_فراز 28 دعای جوشن کبیر