از اونجایی که توی پاپنامه کلمهی "دلشوره" افتاد، تصمیم بر این شد دربارش چند خطی نوشته بشه. یهسری توی ورق و یهسری هم که طبیعتا تایپ که این حین اختصاص داده میشه به تایپ و :
جزئیاتکسلکننده
از اونجایی که توی پاپنامه کلمهی "دلشوره" افتاد، تصمیم بر این شد دربارش چند خطی نوشته بشه. یهسری ت
یک.
تحیرآمیزه، این که وقتی از چیزی اطمینان خاطر داری و همه چیزها در نظرت نغز هستن ممکنه یکهو ائتلافی غیرانتظاری به میان بیاد و اون لحظه فقط به چیزی مثل دلشوره فکرمیکنی. دلشوره اون چیزیه که همیشگی وجود داره، مثل درد که همیشه هست ولی حس نمیشه چون قشنگه.
دلشوره مثل یه اذان مُردهست. که وقتی مؤذن معطوف میشه به اینکه انسانی برای شنیدن و به جان سپردن اذانهاش منتظر نیست میره سراغش، این بینابین چیزی میسوره که باعث بشه به ترید بین موندن و رفتن برسه. و موقعیه که خبر از بیخبریش آورده میشه و این کاریه که ممکنه دلشوره بکنه.
هرکسی شد سائل امالبنین عزت گرفت،
روزیاش را از در این خانه بیمنت گرفت
جزئیاتکسلکننده
قضیه این پاپنامه اینه که یسری کلمه رو نوشتن و تعداد استفاده شُعرای مختلف از اون کلمات رو گذاشتن. و درکل چیز جالبیه
آقای فلاح یک مرد واقعی و یک اسطوره در زمینه عربی هست و تکذیب برای مخالف هاش.