بعد برگشتن از هیئتی که نیمبهره شدیم ازش، توی راه بحث فلسفهییِ عمیقی داشتیم درباره نوع خوندن مداح و از این دسته صحبتها که یه خانوم میانسالِ رو به پیری رو دیدیم. طبق ذات ایرانی بودن براش نگه داشتیم تا سوار بشه وگرنه توی سرمای زیر صفر درجهی زنجان معلوم نبود نصفه شبی چه اتفاقی ممکن بود براش بیوفته. از موقعی که نشست تا مقصدش فقط داشت تشکر میکرد و از حضرت زهرا س برامون سلامتی و زندگی خوب و عاقبت بخیری میخواست. توی اون چند دقیقه میتونستم دست و پاش رو ببوسم بابت دعاهاش. عجیب ترین ائتلاف اون حین برام این بود که حضرت زهرا چقدر بزرگ و با مهابت بودن که اینجوری روی مردم اثر گذاشتن.
٤۰٤,٨,٣٠
جزئیاتکسلکننده
اولین نرگس از سال ٤٠٣ و ٤٠٤ پاییزی✨
این گل، ثمره هفتهها کار کردن و پول درآوردنه توی اون زمانی که دانش آموز انسانی برای بقا تلاش میکنه. وقتی که همه پشت گرمیها یه مضحکه به حساب میاد باید برای خودت خرج کنی حتی اگه پیرت کنه. امروز میتونست روز خوبی باشه با وجود حاشیههای همیشگی و متعدد و صحبتهای گرم دربارش، اون پیادهروی برگی که دنبال حواس پرتیه برای افتادن، اون منطقه دوستداشتنی و مهمتر از همه نرگس.
٤٠٤,٩,٩
هدایت شده از دیگراشتباهنمیکنم.
برای امیرخانی دعا میکنم، برای علی، برای ارمیا.
" شاعر آیینه "
کلماتی که چند معنا دارن دلکش و تحسین برانگیز هستن. اعم از شاعر آیینه که چند قابلیت معنایی و شعری رو درونش جای داده، این نوع کلمات میتونن نوعی تخلص باشن یا قرار بگیرن و چه بوسیدنی فردی که تخلصش "شاعرآیینه" باشه.
جزئیاتکسلکننده
شاهکاری بود. حاجخانوم ملقب به دخترمنه نسبت به غریزه ترک بودن حرکتی زده بود که تا مدت ها در یادبود همه افرادی که اون دور و بر بودن موند. این زن یک اعجوبه و یک کلثوم اکبری مومن هست.
جزئیاتکسلکننده
" شاعر آیینه " کلماتی که چند معنا دارن دلکش و تحسین برانگیز هستن. اعم از شاعر آیینه که چند قابلیت مع
ء.
این حال شبیه عرق سردِ روی پیشونیه. همهچی خمود و دلزدهست و تو فقط دنبال چیزی میگردی که آرامش رو بهت برگردونه. یه چیزی که آرامش در وجودش نهفته شده,
طرهی مو، بارون، یک جرعه بادهی ناب حتی بسنده به یک بیت شعرتلخ هم. اما سیاهی های قلب خیلی زود جوانه میزنن و دل دوباره همزاد غم میشه و چشم هایی میمونن که پر از حرف هستن و یک نگاه سرد با حسرت