3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝖨 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝖱𝗈𝗋𝗒'𝗌 𝗒𝗈𝗎𝗍𝗁. ~
از جمله کتاب هایی بود که خاک خورده و احتمالاً تعداد کمی از افراد باهاش آشنا باشن و خوشحالم به صدای قلبم گوش دادم و خریدمششش.
فکر کن توی اردوگاه کار اجباری توی زمان جنگ جهانی دوم باشی ولی عاشق بشی و هیچی جلودارت نباشه. ممکنه همین فردا ببرنت توی کوره آدم سوزی هر چیزی اونجا ممکنه!
رابطه گیتا و لالی جوری بود که فهمیدم اگه فردی بگه (عشق خطرناکه بیا از هم فاصله بگیریم) داره بهانه میاره کاملاً (!)
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزایی بود که سعی میکردم فقط گریه نکنم باز هم مقایسه میشدم این چند روز اخیر هم خیلی خستم کرده.
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزا
بعد هر وقت چیزی میگم همه چیز بدتر میشه و حتی وقتی توی سکوت فرو میرم هزاران بار بدتر میشه. بعضی وقتا میگم من حتی خودم هم نمیتونم خودم و دوست داشته باشم چه توقعی دارم که دوست دارم یکی به من احساسات ببخشه.
متاسفانه همش دارم فرار میکنم. ولی میترسم تا ابد موندگار بشم بعضی وقتا که راجع به ترس هام به بقیه میگم همه شوکه میشن که این چه حرفیه آخه. ولی تمام شب و روز رو با این تفکرات و ترس های درونم میگذرونم.