سلام هانیوپ خانم! چطوری؟ امتحانات رو چطوری دادی؟ کارنامه دادن بهتون یا نه هنوز؟ تو دهه اول محرم چیکار کردی؟ من که کل این ده روز رو هیئت های فامیل هامون بودم. سعی کردم یه کمک کوچکی هم شده، انجام بدم. از کارنامه هم خبر ندارم چطوری میشه. چون اصلا خوب نخونده بودم و تا ساعت ۴ صبح بیدار میموندم میخوندم تا برسم. بقیش رو هم صبح قبل امتحان میخوندم. با اینکه سر امتحان کتاب و جزوه جلوم بود و تقلب کردم، اما میدونم بازم بیست نمیگیرم.
#S_A
ـ
سلام سلام ناناز خانومی چطوری؟!(≧(エ)≦) خداروشکر منم بد نیستم دورت بگردممم ما امتحان نداشتیم پروژه باید تحویل میدادیم. بله کارنامه هم دادن☹️نتیجه بد نبود ولی خیلی باب میلم نبود :(
دهه اول ۹۰ درصدش خونه آبجیم بودم و میرفتیم هیئت دوتایی بعضی وقتا فیلم میدیدم یه غذای جدید هم امتحان کردیم! هیئت خونگی خیلی خوبه بنظرممم. ای خدااا چقدر زحمت کشیده بودی امیدوارم نتیجه عالی باشه عزیزم نگران نباش💫 آهان یعنی مجازی بود امتحاناتون؟ شاید گرفتی نگران نباش 😭
https://eitaa.com/Angel_candle
میشه لطفا بیایید :(
همه شمع های اینجارو خودم میسازما،جدی کلی عشق و زحمت پاشون میزارم اگه دوست داشتین یه سر بزنین 🎀
ـ
ای خودا هنرمند 😭
https://eitaa.com/the_library/17941 اگه هیت نمیدین بنظرم نمیشه بگی همه اینطورین، اینکه یه پسر با طرف مقابل ( نه صرفا دختر یا پارتنر یا هرکسی ) چه رفتاری داره کاملا مربوط به تربیتش، شرایط زندگیش، اطرافیانش، تجربه های قبلیش با افراد و اینطور چیزا مربوط میشه و اینو به عنوان یه دختر ۲۲ ساله میگم که به واسطه شرایطش زیاد مراوده داره با آدما
ـ
منم منظورم همه نبود کلا آدم بد زیاد هست باید مراقب باشید :» منم ذهنیتم دقیقا همینه آدم خوب هم کم نیست باید خیلی بگردی تا پیدا کنی فقط. مچکرم بابت راهنمایی های خوبت💘
https://eitaa.com/the_library/17935 وای دختر منم حس میکنم خیلی گوگولیهههههه، من واقعا پیکمی نیستم ولی بنظرم هر آدمی توی زندگیش به یه جنس مخالف نیاز داره، از لحاظ احساسی میگم، یعنی خب اکه لازم نبود اصلا چرا افریده شد. من خودمم تجربه زیادی نداشتم راستش ولی بنظرم وابستگی خیلی بده حتی اکه کنترل شده و محدود به رد لاین های خودتون باشه
ـ
چرا پیکمی آخه 😭
کلا هر کسی توی یه دوره از زندگیش به یه فردی نیاز داره تا راحت باشه حالا جنسیت و در نظر نمیگیرم. آره دقیقا بستگی به خط قرمز ها و اینا داره :( ولی وابستگی مزخرف ترین چیز توی جهان هست بنظرم.
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزایی بود که سعی میکردم فقط گریه نکنم باز هم مقایسه میشدم این چند روز اخیر هم خیلی خستم کرده.
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزا
بعد هر وقت چیزی میگم همه چیز بدتر میشه و حتی وقتی توی سکوت فرو میرم هزاران بار بدتر میشه. بعضی وقتا میگم من حتی خودم هم نمیتونم خودم و دوست داشته باشم چه توقعی دارم که دوست دارم یکی به من احساسات ببخشه.
متاسفانه همش دارم فرار میکنم. ولی میترسم تا ابد موندگار بشم بعضی وقتا که راجع به ترس هام به بقیه میگم همه شوکه میشن که این چه حرفیه آخه. ولی تمام شب و روز رو با این تفکرات و ترس های درونم میگذرونم.
چقدر از وقتایی که ناراحتم خوشم میاد ناهار و از نصف بشقاب هم کمتر خوردم حتی با اینکه خیلی گرسنه بودم✨✨✨
میتونم بپرسم چه هدیه ای میخوای به باران بدی برای تولدش؟
ـ
بچه چرا انقدر یهویی؟ نمیدونم... هیچی به ذهنم نمیاد دوست داشتم کتاب کادو بدم ولی الان فقیرتر از همیشه هستم.