از جمله کتاب هایی بود که خاک خورده و احتمالاً تعداد کمی از افراد باهاش آشنا باشن و خوشحالم به صدای قلبم گوش دادم و خریدمششش.
فکر کن توی اردوگاه کار اجباری توی زمان جنگ جهانی دوم باشی ولی عاشق بشی و هیچی جلودارت نباشه. ممکنه همین فردا ببرنت توی کوره آدم سوزی هر چیزی اونجا ممکنه!
رابطه گیتا و لالی جوری بود که فهمیدم اگه فردی بگه (عشق خطرناکه بیا از هم فاصله بگیریم) داره بهانه میاره کاملاً (!)
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزایی بود که سعی میکردم فقط گریه نکنم باز هم مقایسه میشدم این چند روز اخیر هم خیلی خستم کرده.
زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزا
بعد هر وقت چیزی میگم همه چیز بدتر میشه و حتی وقتی توی سکوت فرو میرم هزاران بار بدتر میشه. بعضی وقتا میگم من حتی خودم هم نمیتونم خودم و دوست داشته باشم چه توقعی دارم که دوست دارم یکی به من احساسات ببخشه.
متاسفانه همش دارم فرار میکنم. ولی میترسم تا ابد موندگار بشم بعضی وقتا که راجع به ترس هام به بقیه میگم همه شوکه میشن که این چه حرفیه آخه. ولی تمام شب و روز رو با این تفکرات و ترس های درونم میگذرونم.
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𓂃⊹ ࣪ ˖𝘐𝘴 𝘪𝘵 𝘣𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 𝘵𝘰 𝘴𝘱𝘦𝘢𝘬 𝘰𝘳 𝘵𝘰 𝘥𝘪𝘦? 𝘔𝘢𝘺𝘣𝘦 𝘪𝘵 𝘪𝘴 𝘣𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 𝘵𝘰 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘮𝘦𝘮𝘰𝘳𝘪𝘦𝘴 (!)
وای هانیوپ منم خیلی وقت ها فکر میکنم به این چیزا. اینکه ما هم میتونستیم عادی باشیم ولی نشد. اینجاییم و میتونم بگم ذره ای زندگی نمیکنیم.
دینا_
ـ
دیوونه شدم انقدر به این موضوعات فکر کردم دینا :( وای اینطوریم که هر کاری هم بخوای بکنی فایده نداره. حتی خودت و بکشی هم دیگه دوران نوجوونیت برنمیگرده فقط ما هستیم و حسرت.
خدا با ایرانیا انگاری مشکل داشت 😂💔
ما که دیگه عادت کردیم
ـ
آره واقعا عادت کردیم ولی بعضی وقتا خیلی برام یه سری چیز ها سوال هست که چرا باید دنیایی باشه چرا و چرا و چرا.