زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
توی این ۲ سال اخیر خیلی مقایسه شدم اونقدر زیاد که یادم میوفته کل شب و برای خودم گریه میکنم. یه روزا
بعد هر وقت چیزی میگم همه چیز بدتر میشه و حتی وقتی توی سکوت فرو میرم هزاران بار بدتر میشه. بعضی وقتا میگم من حتی خودم هم نمیتونم خودم و دوست داشته باشم چه توقعی دارم که دوست دارم یکی به من احساسات ببخشه.
متاسفانه همش دارم فرار میکنم. ولی میترسم تا ابد موندگار بشم بعضی وقتا که راجع به ترس هام به بقیه میگم همه شوکه میشن که این چه حرفیه آخه. ولی تمام شب و روز رو با این تفکرات و ترس های درونم میگذرونم.
چقدر از وقتایی که ناراحتم خوشم میاد ناهار و از نصف بشقاب هم کمتر خوردم حتی با اینکه خیلی گرسنه بودم✨✨✨
میتونم بپرسم چه هدیه ای میخوای به باران بدی برای تولدش؟
ـ
بچه چرا انقدر یهویی؟ نمیدونم... هیچی به ذهنم نمیاد دوست داشتم کتاب کادو بدم ولی الان فقیرتر از همیشه هستم.
https://eitaa.com/the_library/17937
به نظر من اگه نوجونی،حتی اگه یه دوستی خیلییییی معمولی باشه اینکارو نکن...
تو فقط یه بار باهاش حرف زدی و ببین چقدر فکرتو درگیر کرده!
تقصیر تو نیستا! به خاطر سنته،یکم دیگه ادامه بدی کم کم وابسته میشی و فکر میکنی عاشقش شدی.
میدونم الان میگی نه غیر ممکنه و اینا.
ولی به خاطر اینکه تو نوجونی هورمون ها یکم قاطی پاتیه،نکنی برای خودت بهتره.🫶🏻
ـ
مچکرم ازت نظرت ممبر💘💘💘
https://eitaa.com/the_library/17947 منم منم منم
ـ
نوچ نوچ چه دختر بدی