eitaa logo
دردای بی درمون خاله کایرا
34 دنبال‌کننده
320 عکس
619 ویدیو
4 فایل
ایتا خدا خودش بهت عقل بده وقتی چیزی که نداری درست شد برمیگردم
مشاهده در ایتا
دانلود
دردای بی درمون خاله کایرا
آرزوم اینه که تو گناه نخستین تاکوپی زندگی می کردم ؛
واقعا منظورت چیه که میخواستی توی گناه نخستین تاکوپی باشی؟😭💔 من با این انیمه رسما افسردگی گرفتم عین سگ باهاش عر میزدم با هر ادیتی که میبینم ازش گریم میگیره بعد میگی کاش توش بود؟ بسم الله🚶🏻‍♀
اگه به اینه من حالا میگم کاش تو اتک بو_
هدایت شده از ‌‌ ‌‌‌ 𝖲︎𝗂𝗅︎𝖾𝗇︎𝗍 𝖬𝗂𝗋𝖺𝗀︎𝖾⠀ ‌‌ ‌‌ ‌‌
آرزوم اینه که تو حمله به تایتان زندگی می کردم ؛
هدایت شده از اِبهآم.
-درام؛جنایی. • عینک امو برداشتم و رفتم سراغ شروع کردن امروز؛ میدونستم که هر وقت برگردم خونه برا کسی فرقی نداره، پس تصمیم گرفتم تو مغازه ی طبقه ی همکف ساختمون بشینم و یه چیزی بخورم؛ بعد از یه ربع بلند شدم تا برم خونه و میدونستم وقتی برسم خونه کسی متوجه نمیشه. مردی به تازگی به همسایگی مون اومده بود که برعکس خونه و خانواده ی ما که صداشون کل ساختمون و می‌گرفت هیچ صدایی از محل زندگیش نبود و نه حتی رفت و آمدی.. تو همین فکر از پله ها بالا میرفتم که صدای جیغ و گلوله رو شنیدم، با عجله خودمو به طبقه ی سوم رسوندم که متوجه شدم اونا اومده بودن سراغ پدرم.. نمیدونستم باید چیکار کنم؛ اونا میگفتن:" +قرار نبود زن و بچه شو بکشیما؛ حواست هست؟! -دیگه چه فرقی میکنه الان که همشون مردن" کل خانواده ام رو ازم گرفته بودن؛ و متوجه نمیشدم باید چیکار کنم؛ اگه وارد خونه میشدم من رو هم میکشتن.. مستقیم حرکت کردم و در خونه ی همسایه رو میکوبیدم؛ و کلمه ی بابا رو فریاد میزدم، مرد در رو باز کرد و منو به داخل کشید؛ و با دستش اشاره کرد که ساکت بمونم.. سکوت کردم و منتظر بودم تا وقتی که اونا رفتن و تونستم به خونمون سر بزنم و رد خون اعضای خانواده ام رو کف همه ی اتاق ها ببینم.. حتی به برادر کوچک ترمم رحم نکرده بودند پر از خشم بودم و می‌دونستم تک تک اون هارو به دار میکشم. -Happy ending. 𝒬𝖾𝖺𝗋 :@The_midnight_Library