هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
من عاشق
کتاب خوندن
شمع ها
تاریکی
نور خورشید مخصوصا وقت هایی که میوفته تو خونه
گریه کردن
چشم غره رفتن
حذف کردن آدمای سمی از زندگیم
خوابیدن
نقاشی کشیدن
نقاشی کشیدن از روی نقاشی های گوگولی پینترست
فیلم دیدن
سریال دیدن
انیمه دیدن
سناریو ساختن چه سمی چه گوگولی
گوش کردن به حرف های دیگران
وایب ۵ صبح
گوش کردن به آهنگ های رندوم پلی لیستم که هر کدوم یک فازی داره
رنگ سبز و قهوه ای و آبی و سرخ
چشم های قهوه ای و سیاه
چشم ها
چایی
حرف زدن با مامانم در مورد موضوع های چرت و پرت
حرف زدن با مامان جان در مورد موضوع های چرت و پرت حتی اگه آخرش دعوا بشه
بغل کردن آدم ها
گرفتن دست
تیک تاک ساعت
سویشرت
آل استار
چیپس
سیب زمینی
برنامه های تلگرام و پینترست و یوتیوب و pully buzz
دوستام
شب
روز
نوشتن
خوندن
خوردن
درست کردن غذا با دوستام
دوستای خیالیم
چشمام
گردنبندام
پول
رویاپردازی
موتور
موهای کوتاه یا موج دار
جنگل
دریا
شنا کردن
گیتار زدن
ویولن زدن (در آینده یاد میگیرم)
دوستای مجازیم (کلا سه تا هستن ولی دوسشون دارم مثل دوستای خودم)
جو کیری
دراکو مالفوی
استیو هرینگتن
هری پاتر
جینی ویزلی
کتاب موج ها
کتاب غرور و تعصب
کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد
کتاب در تک تک کلماتم
و....که یادم نمیاد
عاشقشونم
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
هدایت شده از بیایین توی لینک بیو (البته اگه بخواین)
خب شاید فکر کنید اینجا روزمرگی یا یک همچین چیزی باشه ولی نه اینطور نیست
اینجا قراره همه باهم باشیم و دیوونه بازی های من رو تماشا کنیم و چای تریاکی بخوریم
قرار نیست بیام یهویی بگم خب بچه ها بیایین آماده شیم بریم خرید بریم عیددیدنی قراره از خودم بزارم (مثلا بگم کلی تکلیف ریخته رو سرم و عکس از کتاب ریاضیم بدم یا بگم دارم کتاب میخونم و بعد یک سری قسمت های کتاب رو بزارم) و حرف بزنم و درددل کنم و اینا و خب بعضی وقت ها هم ممکنه ویدیومسیج بدم ولی ویس رو حتما میدم و اینکه خب ممکنه بگین چرا توی اینجا حرف میزنم برای اینکه اینجا رو زدم که با اینجا یک جورایی صحبت کنم یا وقتی حوصلم سر میره چیزی بگم و اینجا باشه
دوست نداری لفت بده
و همچنین من مجبورم نیستم فعالیت کنم درواقع ایجا دارم از خودم میزارم ولی بعضی وقتا یک ویدیویی که مثلا توی گالریم داریم یا از پینترستی جایی دیدم و دوست داشتم رو میزارم اینجا تا شما هم ببینین
ادامه اون لیست بالا بلایی درمورد کایرا (خودم) :
وقتی که داره حرف میزنه از دستاش هم استفاده میکنه و عادت کرده ولی چون خیلی ها دوست ندارن این کار رو نمیکنه و دستاش رو توی جیباش قایم میکنه یا اصلا حرف نمیزنه
دوست داره بادوم و پسته و این چیزای گز رو ازش بکنه و جدا بخوره (این یکی واقعا عجیبه ولی خب)
هنوز انیمیشن و کارتون نگاه میکنه
کتابخانه ی نیمه شب خاله کایرا
خب اومدیم جای جدیدددد
خودم دیگه نمیتونستم تحمل کنم نیازمند یک جا بودم زر ها و غر هام رو خالی کنم
آها و اینکه کلا امروز داشتم زیر امتحان علوم له میشدم صبح زود بیدار شده بودم داشتم مثل چی درس میخوندم و آره دیگه
بعد سر امتحان همه سوال ها رو زدم و رد کردم رسیدم به یک سوال گفته بود چی کار کنیم که نرمی استخون بهتر بشه و اینا و مثلا گفته بود خوردن کالری ها و خب قطعا اینا نمیشد بین اونا یکی بود گفته بود خوردن لبنیات من لبنیات رو خوندم آبنبات😃💔 یک چیز دیگه زدم بعد تازه فهمیدم لبنیاته