ادامه اون لیست بالا بلایی درمورد کایرا (خودم) :
وقتی که داره حرف میزنه از دستاش هم استفاده میکنه و عادت کرده ولی چون خیلی ها دوست ندارن این کار رو نمیکنه و دستاش رو توی جیباش قایم میکنه یا اصلا حرف نمیزنه
دوست داره بادوم و پسته و این چیزای گز رو ازش بکنه و جدا بخوره (این یکی واقعا عجیبه ولی خب)
هنوز انیمیشن و کارتون نگاه میکنه
کتابخانه ی نیمه شب خاله کایرا
خب اومدیم جای جدیدددد
خودم دیگه نمیتونستم تحمل کنم نیازمند یک جا بودم زر ها و غر هام رو خالی کنم
آها و اینکه کلا امروز داشتم زیر امتحان علوم له میشدم صبح زود بیدار شده بودم داشتم مثل چی درس میخوندم و آره دیگه
بعد سر امتحان همه سوال ها رو زدم و رد کردم رسیدم به یک سوال گفته بود چی کار کنیم که نرمی استخون بهتر بشه و اینا و مثلا گفته بود خوردن کالری ها و خب قطعا اینا نمیشد بین اونا یکی بود گفته بود خوردن لبنیات من لبنیات رو خوندم آبنبات😃💔 یک چیز دیگه زدم بعد تازه فهمیدم لبنیاته