یک جنگی رخ داد برای لحظه ای ناپدید شدم البته هنوز ادامه داره برم این پسرعموم رو بزنم و برگردم
بدترین لحظه ی دنیا قطعا لحظه ایه که به اجبار زنعموت گیتارت بردی و یکم زدی و برات دست زدن از اون طرف دارن میگن باهاش بخون
نه یک موقعیت بدتر پیدا کردم
گیتار زدی و بهت پول دادن (البته از یک لحاظی خوبه ۸۰۰ تومن کاسب شدم ولی وقتی یکی داد برای اینکه کم نیارن همشون یهو دادن من داشتم آب میشدم)