یک جنگی رخ داد برای لحظه ای ناپدید شدم البته هنوز ادامه داره برم این پسرعموم رو بزنم و برگردم
بدترین لحظه ی دنیا قطعا لحظه ایه که به اجبار زنعموت گیتارت بردی و یکم زدی و برات دست زدن از اون طرف دارن میگن باهاش بخون
نه یک موقعیت بدتر پیدا کردم
گیتار زدی و بهت پول دادن (البته از یک لحاظی خوبه ۸۰۰ تومن کاسب شدم ولی وقتی یکی داد برای اینکه کم نیارن همشون یهو دادن من داشتم آب میشدم)
مخفیگاه خاله کایرا
یعنی چییییییییییییی
یعنی بعد هر آهنگی که با گیتار میزدم بهم پول دادن😃🙏🏻