Bebop
در میان روایتهای پراکنده دربارهی جهان عاد، از چیزی سخن گفته میشود که حتی نمیتوان با اطمینان آن را "موجود" نامید؛ چیزی که نامش را "نیستی" گذاشتهاند.
نیستی نه موجودی است که جایی پنهان شده باشد، نه خدایی خاموش، نه تاریکی و نه مرگ. (مرگ خودش پایان یک وجود است.)
اما نیستی، پیش از آن قرار دارد. چیزی که اگر واقعا وجود داشته باشد، حتی "وجود داشتن" نیز برای توصیفش واژهی درستی نیست.
هیچکس آن را ندیده است. هیچ شاهدی برای حضورش وجود ندارد. تنها چیزی که از آن باقی مانده، یک نقاشی مشهور است: "برای آنکه هرگز نبود".
هنرمندی سالها تلاش کرد چیزی را که نمیتوانست ببیند، بشناسد و در نهایت به تصویر بکشد. سوار، اسب، شنل و آن فضای تهی، همگی ساختهی ذهن او هستند؛
تلاشی انسانی برای دادن شکل به چیزی که اساسا شکلپذیر نیست.
عاد، محکوم به بودن است.
مجازات عاد این نیست که نتواند بمیرد؛ بلکه این است که "مجبور به بودن" است. او نمیتواند از وجود خود خارج شود، حتی اگر تمام معنا و واقعیت جهان را پشت سر بگذارد.
در مقابل، نیستی حتی مجبور به بودن هم نیست.
به همین دلیل شاید این دو، بیش از هر موجود دیگری در جهان عاد در تضاد باشند،
عاد نمیتواند نباشد.
نیستی نمیتواند باشد.
و شاید مهمترین پرسش این باشد که، آیا نیستی راهی برای نابود کردن عاد است؟
البته اگر اصلا چنین چیزی وجود داشته باشد که بتواند با او روبهرو شود.
Bebop
ناشناس: ✨ [ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_3qh3r8y&btn=صندوقچه.بیباپ ]
نظری چیزی داشتید بگید خب
هدایت شده از صندوقچه بیباپ
پیام جدید
والله انقدری سنگین و پر محتوا بود خفه شدم اصلا تاحالا مثلشو ندیده بودم
____
چی بگم لطف دارین واقعا 🙏