صدا همیشه از طبقه بالا میآمد؛ راه رفتن، جابهجایی، گاهی گریه.
صاحبخانه گفت آنجا خالی است.
شبها بیشتر گوش میدادم، حتی سلام هم کردم.
یک شب رفتم بالا.
هیچ دری نبود. فقط سقف ترکخورده.
صدا هنوز واضح بود.
ترسیدم.
گریه کردم.
و شاید فهمیدم.
من در سقف کسی دیگر زندگی میکنم.
#Mobin