اینکه عاقبت فردی به شهادت ختم میشه به این معنی نیست که از گِل متفاوتی خلق شده بوده، اون هم به اندازهای از وجود بهره داشته که باقی افراد هم دارن. اما چیزی که بین ما و اونها فاصله میندازه نحوهی بهکارگیری امکاناته. من باید بنشینم و محاسبه کنم از زمانم، ذهنم، جسمم و موقعیتهام چهطور استفاده میکنم و اونها چهطور استفاده میکردن؟
چهقدر باید حواست به افکار و اعمالت باشه، ساعت رفتنت رو قرار نیست از قبل بهت اعلام کنن، باید بدونی ممکنه دقیقهی بعد از این رو نبینی و همگامش جوری بر زندگی دقیق باشی که انگار سالیان سال هستی.
اگر روی ستارهای با فاصلهی درست در دوردستهای کهکشان بودیم و میشد از اونجا به زمین نگاه کنیم، ممکن بود بشه اتفاقات کربلا رو دید. شاید یکی از دلایلی که هرساله عزا برپا میشه همین باشه که همواره عاشورا درحال رقم خوردنه.
هفت؛ هفتمین شب محرم،
شش؛ طفلکی با عمر ششماهه،
پنج؛ حداقل پنج دختر، مضطرب طفل در خیمه،
چهار؛ شمار دستوپاهای کمضربان کودک،
سه؛ تیر سهشعبه در زه کشیده،
دو؛ لبان (یا بدن..؟) کوچک، بیجان و تشنه،
یک؛ امام مظلوم، حالا تنها و یکه.
الحاج الملا باسم الکربلائیAUD-20170602-WA0001.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
از زبان حضرت علیاکبر به جدشون امیرالمؤمنین علیبنابیطالب.
معمولاً مداحیها و روضهها بیشتر به قتلگاه ایشون میپردازن و از دلاوریها و رجزهاشون عبور میکنن، در این قطعه خیلی خوب به تمام این جنبهها پرداخته شده.
ترجمهش رو از اینجا نگاه کنید.
نتیجهی سالها کار کردن روی شورِ حسینی نه درکنار شعورِ حسینی بلکه بهجای اون، همین میشه که شب عاشورا دخترها با سر و وضعی به خیابون میان که منِ دختر از نگاه کردن بهشون در شرمم.