eitaa logo
سارانگ
602 دنبال‌کننده
862 عکس
145 ویدیو
3 فایل
یا علی و پسرانش‌. * " مرگ بر ضد ولایت فقیه " * بازسازی چند روزی بعد از مهر.
مشاهده در ایتا
دانلود
م میبینی عزیزکم؟ دنیا همیشه به رنگ صورتی نیست، دنیا همیشه بوی رز نمی‌دهد، دنیا همیشه مملو از مهربانی نیست، دنیا همیشه مراقب تو نیست، دنیا همیشه برایت خوب نمی‌خواهد، دنیا همیشه پر از تولد نیست، دنیا همیشه آمدن ندارد، دنیا همیشه آهنگ دلنواز پخش نمی‌کند، دنیا همیشه برایت صبر نمی‌کند، دنیا همیشه مهربان نیست، دنیا هنیشه آرام نیست، دنیا همیشه سخاوت بخرج نمی‌دهد.
سارانگ
م میبینی عزیزکم؟ دنیا همیشه به رنگ صورتی نیست، دنیا همیشه بوی رز نمی‌دهد، دنیا همیشه مملو از مهربانی
ء اتفاقا برعکس؛ اگر از من بپرسند "آیا بنظر تو دنیا مانند سکه است؟" می‌گویم خیر. دنیا تنها یک روی خوب و بد ندارد. دنیا زمین است و حال من سکه، بسته به حال سکه ای دارد که شیر بر روی زمین بی‌افتد یا خط را نمایان کند. دنیا با همه یک‌جور است؛ هیچکس از روی شانس دنیا را به ساز خودش نرقصانده است. هیچکس از روی شانس زیر بار دنیا خم نشده است. تمام‌ش بسته به حالمان دارد؛ بسته به آنکه خوب بیدار می‌شویم یا دیشب غذایی خورده نساز با معده و تلخ مزاج.
سارانگ
ء اتفاقا برعکس؛ اگر از من بپرسند "آیا بنظر تو دنیا مانند سکه است؟" می‌گویم خیر. دنیا تنها یک روی خوب
آ آری عزیزکم؛ دنیا میتواند سیاه بشود، می‌تواند بویی همچون زباله بگیرد، دنیا می‌تواند سرد و بی‌‌روح باشد، دنیا می‌تواند قاتلت شود، دنیا می‌تواند تو را در باتلاقی گیر‌بی‌اندازد، دنیا می‌تواند سراسر مرگ باشد، دنیا می‌تواند نماد رفتن شود، دنیا می‌تواند صدای کشیدن ناخن بر تخته سیاه کلاس باشد، دنیا می‌تواند بی‌تو به راهش ادامه دهد، دنیا می‌تواند بی رحم شود، دنیا می‌تواند تلاطم امواج دریا باشد، دنیا می‌تواند تمام داشته هایت را بستاند.
دوست دارم کسی باشد و به گوید "کمتر از سه ماه دیگر پایان کار اسرائیل را اعلام می‌کنیم"
روز گرافیست رو به تمام گرافیست ها تبریک میگم و جاداره روز دختر رو هم تبریک بگم. خانومیا روزمون مبارک💘
از آخرین روزی که به عنوان "خاله" زندگی میکردم بسیار می‌گذرد. از آخرین روزی که همراهتان میخندیدم و به لجبازی هایتان اخم میکردم بسیار میگذر؛ زمانی که خبر تعطیلی را دادند کمی خوشحال شدم نه آنکه شما را نمیبینم نه به خاطر آنکه خاله خواب‌آلودتان عاشق خواب بود میخواستم روز ها را بخوابم و این اشتیاقم را برای بودن با شما کمتر میکرد، هر روز برای مهد آمدن غوغا داشتیم هر صبح غر های من شروع میشدند و تا لحظه ای ادامه داشتند که صورت شما را می‌دیدم نمیخواستم در مقابل چشمانتان غرغرو بنظر برسم دوست داشتم من را مهربان و باحال بیاد داشته باشید. اما دورمان بسیار طولانی شد اکنون حاضرم تمام روز را بیدار باشم اما تنها یک ثانیه خاله‌ی شما باشم دوست دارم برگردم به زمانی که با آن لحن و صوت کودکانه صدایم می‌کردید و کار هایم را تقلید می‌کردید به زمانی که با همدیگر دست به یکی می‌کردید و پشت در کلاس می‌ایستادید تا مرا بترسانید به وقت صندلی بازی هایمان به وقت نقاشی هایی که مشخص نمیشد چیست به وقت کاردستی هایمان که یک کلاس را میترکاند به وقت داستان هایمان که من می‌خواندم و شما سرتان را روی میز می‌گذاشتند و برای اینکه خوابتان نبرد مجبور میشدم اداهایی در بیاورم به وقت صبحانه خوردن هایمان به وقت بازی هایمان در حیاط به وقت "باهم" بودنمان.
+ماهان، ماهان. خاله محیا رو اذیت کن خاله محیا چشاشو اینجوری میکنه (ادای منو درمیاره) *چی باراد چشامو چیکار میکنم؟ +اینجوری
Just مشهد Please.
دوست داشتم مانند چاوشی برایت بخوانم "نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی". در عوض برایت "چای" میریزم.
خودم اینجام و دلم توی صحن های حرم سرگردونه.
فارسی سارانگ بهتره نه؟
حرم امام رضا یه ورودی داره که مثل بین الحرمینِ دقیقا با همون حال و هوا با همون حالت چراغ ها، گوشه و کنارش به هنگام و جشن و عزا موکب داره. دلم الان اونجاست..