ترم پیش یه درسی داشتیم به نام ژنتیک؛ سراسر تغییر ژن و بیماری بیماری هایی که از همسان بودن ژن ها پدید میاومدن، بیماری هایی که شاید راه درمانی براشون کشف نشده بود تبدیل به بیماری های مادرزادی میشدن و از نسل بیمار به تمام نسل های بعد سرایت میکردن. یک اشتباه باعث نابودی یک نسل میشد.
سارانگ
ترم پیش یه درسی داشتیم به نام ژنتیک؛ سراسر تغییر ژن و بیماری بیماری هایی که از همسان بودن ژن ها پدید
؛
خیلی برام جالب بود چون من همیشه دنبال یکی بودم مثل خودم؛ یکی همعقیده من، یکی همراه من، یکی همرشته من، یکی همپوشش من، یکی هماسم من، یکی همقد من، یکی همفکر من، یکی همسن من، یکی همدرد من، یکی همرنگ من.
فهمیدم آنقدر هم مثل هم بودن خوب نیست و باعث درد میشه باعث بیماری میشه باعث خسته شدن میشه باعث خاموش شدن احساساتم نسبت به خودم میشه باعث اختلال میشه همانند یک بیماری ژنتیکی. بیماری هایی که شاید در من بروز نکنه اما قطعا نسل های بعد از من رو نابود میکنه؛ شاید تاثیرش در خود من بروز نکنه اما آدم های اطرافم رو خسته میکنه. از اون به بعد دنبال یکی بودم که کاملم کنه دقیقا مثل رنا ها اونا هم میگردن تا تکمیل کنندهشون رو پیدا کنند. اون ها هم میگردند تا کلیدشون رو پیدا کنند.