داشتم با خودم میگفتم خوشبحال کسایی که نمیشناختند شمارو ؛ خوشحالشون که حالا قلبشون آرومه و عزادار نیستن. ولی به صد شادی ندهم داغ شما و درد قلبم را عزیزجانم. خوشبحال من که بیست سال و ۲۷ روز از عمرم زیر سایه شما گذشت. خوشبحال من که در زمان شما بودم و شما رو شناختم؛ نه به اندازه ای که در شانتون بوده و هست به اندازه عقل و فهم خودم. خوشبحال من..
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
[ تمام شاهنامه، خامنهایست، تمام مولانا خامنهایست. و تمام خامنهای، گوشهی کوچکی از علیست.]