خیالت پیش من باشد ، وجودت قسمت مردم
پَرِ کاهی نصیبم گشته از این خرمنِ گندم
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
'گاهی به آن پیراهنی فکر میکنم ك درآن جان خواهمداد'
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
دوست
دارَم
کِه
خودَم
را
زِ
خودَم
دور
کُنم
خود
مَن
با
خود
مَن
دَر
خود
مَن
میجنگد :)
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی قسمت نشود؟
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
هر حیوان که دیدم بچهای هم نوع خود دارد
فقط اولاد آدم گاهگاهی گرگ میزاید . .
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
به سوگِ وَطَنی نِشَسته ام که هِزار پاره
دَر آغوشِ تاریخ اُفتاده است💔
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
وقتی گاو وارد قصر میشه گاوه شاه نمیشه قصره تویله میشه !
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
هر کسى باید یک نفر را داشته باشد
تا حالش از تنهایی دَرد نکند!
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』
خستهام کاش بفهمند چرا دلگیرم
که چرا دارم ازین حال بدم میمیرم
خسته از رخوت بی حادثه تکرارم
شکل یک صفر پس از خط کج اعشارم...
『𝓣𝓱𝓮 𝓪𝓵𝓹𝓱𝓪𝓫𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓵𝓸𝓿𝓮』