ببخش منو ؛ گاهی حسودی میکنم ، به اینکه یکی دیگه بتونه تو رو بیشتر از من خوشحال کنه . .
فکر کنم حساسیتا و نگرانیم به جای من تصمیم میگیرن"..
چون میدونم که من خوشگل ترین ، باهوش ترین یا باحال ترین آدم روی زمین نیستم .
ولی اینو میدونم که هرچی هم که باشه ،
تو همون دورترین نزدیك منی!("
تو دقیقا همونی که نور میشه تو تاریکی شبام قوت میشه واسه دلم که یوقت نشکنم ؛ تو همونی که وجودت بهم کمک میکنه کم نیارم ؛ دلم خوش میشه هر وقت میبینمت یا صداتو میشنوم ؛ فقط خواستم بدونی که حال منو خوب میکنی .
اگه واقعا منو نمیبینی پس بذار یه چیزیو بهت بگم ؛
من اینجام!
وقتی حالت بده ،
وقتی غم داری ،
وقتی زانوهات زخمیه ،
وقتی چشات پر اشکه ،
وقتی پر حرفی و نمیدونی از کجا شروع کنی ؛
من همیشه همینجام ؛ کافیه فقط منو ببینی . .
تعریف من از زیبایی؟؟
ینی وجود تو ؛
ینی اون تیکالت ؛
اون مژههای بلندت ؛
اون خندهایی که دل آدمو آب میکنه ؛
ینی اسمت ؛
ینی صدات ؛
اصن هرچی که به تو مربوطه . .
فکر کردن به اینکه یه روزی بتونم بغلت کنم هم ؛ لبخند رو به لبام میبخشه ؛
مث شب تا صبی که بهت فکر کردمو مث دیوونهها خندیدم ، که با خودم گفتم باشه من تورو میبینم که بالاخره ، یه روزی ، یه جایی ، اون روزه که اون نشدنیهای زندگیمن هم ، میشه ؛
یا اصلا اون کیلومترها فاصله ، میشه کمتر از یه وجب ؛
اون روزه که دیگه عکسی که تو ، توی قابشی ، تنها نیس ، منم پیشتم . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
ببخش منو ؛ گاهی حسودی میکنم ، به اینکه یکی دیگه بتونه تو رو بیشتر از من خوشحال کنه . . فکر کنم حساس
مث صگ حسودی میکنم به اینکه یکی دیگه بتونه تو رو بیشتر از من خوشحال کنهو ؛ دلیل حال خوبت باشه . .
شاعر میفرمود ؛ وقتی که میخندی ، دل من میلرزه . . آخه اون لبخندت به دنیا میارزه !("
هروقت گوشش دادم ، یاد خندت افتادم .
حق نبود گوش بدم ، گریه کنم که چرا خندتو نمیبینم؟
که چرا نمیتونم بخندونمت؟
که چرا وقتی بهم فک میکنی ، لبخند نمیزنی؟
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
شاعر میفرمود ؛ وقتی که میخندی ، دل من میلرزه . . آخه اون لبخندت به دنیا میارزه !(" هروقت گوشش دادم
اشکام میباره ؛ میدونی که میخامت!
این جسمو ، این تنم ، به دیدنت بیماره . .
حق بده بهم؛
میون تموم آدمای عجیب غریب که این روزا باهام حرف میزنن ، نصیحتم میکنن ، با لبخندای مسخره سعی میکنن حال و هوام عوض بشه ، میخان ثابت کنن دوسم دارن و واسشون مهمم . . هیچ مرهمی ندارم ؛
هر بار فقط زل میزنم چشاشون ، عین خودشون الکی میخندم بدون هیچ حرفی . .
ساکته ساکت عین ی مرده متحرک ؛
نمیخام کسی بفهمه چمه!..
فقط میخام با تو حرف بزنم ؛ حالا به هر بهونهای ،
میخاد تبریک عید باشه ،
یا تبریک روز تولد باشه ،
یا فرستادن یه آهنگ که باهاش کلی خاطره داری ،
اخبار ، جوک ، متن ، شعر ، سوال درسی . . . هرچی که فکرشو بکنی!
آخرین بار هم که دیدم هیچ بهونهای ندارم
دکمه تماس تصویری رو زدم و سریع قطع کردم ؛
بهت پیام دادم : عه سلام خوبی؟
ببخشید دنبال شماره دوستم میگشتم
گوشیم هنگ کرد ، اشتباهی زنگ زدم بهت
حالا توفیقی بود ی بارم که شده حالتو بپرسم
خوبی؟ خوشی؟ چیکارا میکنی؟
وقتی پیاممو دیدی و جوابمو ندادی ؛
زدم ب سیم آخر گفتم :
نامرد دلم تنگ شده واست ،
دلم لک زده واسه شنیدن صدات ،
واسه جانم گفتنات ،
واسه اینکه فقط جواب به سلام ساده بهم بدی ،
فقط یه بار بپرسی ؛ تو خوبی؟ تو چطوری؟
بابا جرم نکردم که عاشقتم .
چرا داری عذابم میدی؟؟