eitaa logo
Tila
3 دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
طیلا معنی: می پخته شده، شرابی که از جوشاندن فشرده انگور، مویز، یا خرما به دست می‌آید.
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی حقیقتا تابستون امسال برای من یکی اصلا تابستون نبود ؛ سه ماه مخصوص رشد شخصیتی و علمی و اجتماعی و .... بود . جوری که باورم نمیشه همه این کار هارو در کمتر از سه ماه انجام دادم 🤷‍♀ الحمدالله ...
برای اولین بار نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم که به بچه های فامیل چیزی نگم . عزیزم تو زدی کل خوراکی ها رو پودر کردی ریختی زمین خودتم که چیزیت نشد . چرا دقیقا داری به جای من گریه میکنی ؟
هدایت شده از زیرزمین
در دوربینِ ذهنیِ من شما همین بال‌های بریده‌شده هستید. نه برای آنکه پرواز تمام شده باشد؛ برای آنکه گاهی آسمان، عزیزترین نشانه‌هایش را روی زمین جا می‌گذارد. بعضی سقوط‌ها، صدایی ندارند؛ فقط سکوت، آرام دورشان می‌نشیند، انگار جهان چیزی را از دست داده باشد که هنوز نامی برایش پیدا نکرده است. از آن روز به بعد، هر کس از بهشت حرف زد، اول به زمین نگاه کردم؛ شاید معجزه، همیشه همان‌جا افتاده باشد، بی‌آنکه کسی خم شود و برش دارد. برای: Tila
Tila
در دوربینِ ذهنیِ من شما همین بال‌های بریده‌شده هستید. نه برای آنکه پرواز تمام شده باشد؛ برای آنکه گا
ممنونم از متن و نگاه بسیار زیبای شما ✨ شروع روزم همینقدر قشنگ بود ♥️
کاش میشد یک متن بزرگ بنویسم و در سرتاسر آنلاین شاپ و پیوی مشتری ها بفرستم و بگم عزیزم من در فقیر ترین حالت خودم هستم لطفا پول سفارشت رو واریز کن 🙏
وقتی خانم ۳۷ ساله فامیل که غریبه هم هست گفته بود روش نشده خودش با من ۱۷ ساله صحبت کنه فهمیدم دوستام شوخی نمیکردن و واقعا ابهت پدرمو کاملا کپی پیست کردم. به به😃
هدایت شده از آهوهابازمی‌گَردند.
سلام پرتوهای آفتاب‌و آهوهای سرزندگي ☀️، این پیام رو + یه‌پیام دلخواه فوروارد می‌کنید تا من، افتخار پیدا کرده‌و داستانکی/متنی در راستای خونه‌تون نوشته‌و تقدیمِ نگاهتون کنم ؟ کبوترِ نامه‌رسون. پیشینِ هدایت.
هدایت شده از آهوهابازمی‌گَردند.
بهای رسیدنِ آب به آسمان، ذره‌ذره سوختن‌و بخار شدن بود، امّا آن طفلک چه می‌دانست که زین‌‌پس، ابر شدن و دوباره به زمین خوردن بایدش؟
به دلیل احتمال بارش و رنگ های زیبای غروب با خواهر و برادرم توی حیاط نشسته بودیم ، که یکهو لحظه ای قطرات بزرگی به اندازه بند انگشت آمد و رفت . بعد از اون با خدا آرزو بازی میکردیم ؛ اینطور که می‌گفتیم خدایا یک رعد و برق این طرف آسمون بزن ، یک رعد و برق اون طرف بزن و واقعا هم همون قسمت و با همون رنگ ها رعد و برق زده می‌شد. خداروشکر، حدالعقل حالا برادر ۷ ساله ام میدونه خدا وجود داره و کلی هم دوسش داره ؛))))