طـیـلا❤️🩹>
نخواستی به زبانم بیایی اما من حروف نام تو را خارِ در گلو کردم
نیامدی که بدوزم به چشمهای تو چشم
نشستم و جگر خویش را رفو کردم
طـیـلا❤️🩹>
نیامدی که بدوزم به چشمهای تو چشم نشستم و جگر خویش را رفو کردم
نواخت عقل به گوشم کشیدهای که: ببین!
دو چشمه اشک شدم حفظ آبرو کردم
طـیـلا❤️🩹>
نواخت عقل به گوشم کشیدهای که: ببین! دو چشمه اشک شدم حفظ آبرو کردم
چه جای خرده بر او اشتباه از من بود
که عقل ناقص را با تو روبهرو کردم
طـیـلا❤️🩹>
چه جای خرده بر او اشتباه از من بود که عقل ناقص را با تو روبهرو کردم
تو آرزوی بزرگی نمیتوانم گفت
که با نیامدنت ترک آرزو کردم
طـیـلا❤️🩹>
"منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر،"
"لای موهای تو گم کرد خداوندش را."
طـیـلا❤️🩹>
"لای موهای تو گم کرد خداوندش را."
"تو همانی که دلم لک زده لبخندش را،"
طـیـلا❤️🩹>
"تو همانی که دلم لک زده لبخندش را،"
"آنکه هرگز نتوان یافت همانندش را."