طـیـلا❤️🩹>
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
طـیـلا❤️🩹>
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
من و تو، آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
طـیـلا❤️🩹>
من و تو، آتش و اشکیم در دل یک شمع به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
به دام زلف بلندت دچار و سرگرمم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم
طـیـلا❤️🩹>
به دام زلف بلندت دچار و سرگرمم مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
طـیـلا❤️🩹>
می تواند که تو را سخت زمینگیر کند درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند
آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند
طـیـلا❤️🩹>
آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت قسمت این است بنا نیست که تغییر کند
گفت امید به وصل من و تو نیست که نیست
قصد کردست که یک روزه مرا پیر کند