طـیـلا❤️🩹>
می تواند که تو را سخت زمینگیر کند درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند
آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت
قسمت این است بنا نیست که تغییر کند
طـیـلا❤️🩹>
آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت قسمت این است بنا نیست که تغییر کند
گفت امید به وصل من و تو نیست که نیست
قصد کردست که یک روزه مرا پیر کند
طـیـلا❤️🩹>
گفت امید به وصل من و تو نیست که نیست قصد کردست که یک روزه مرا پیر کند
گفت دکتر: من و تو مشکلمان کم خونیست
خون دل میخورم ای کاش که تاثیر کند
طـیـلا❤️🩹>
گفت دکتر: من و تو مشکلمان کم خونیست خون دل میخورم ای کاش که تاثیر کند
در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم
که مگر حال مرا چشم تو تصویر کند
طـیـلا❤️🩹>
در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم که مگر حال مرا چشم تو تصویر کند
خواب دیدم که شبی راهی قبرستانم
نکند خواب مرا داغ تو تعبیر کند
طـیـلا❤️🩹>
خواب دیدم که شبی راهی قبرستانم نکند خواب مرا داغ تو تعبیر کند
مشت بر آینه کوبیدم و گفتم شاید
بشود مثل تو را آینه تکثیر کند ؛
طـیـلا❤️🩹>
بیا فانوس شبهای سیاهم تویی مقصود من گم کرده راهم
بیا ای چشم ماهت شهر خورشید
دمی بنشین به شادی در نگاهم