طـیـلا❤️🩹>
اشک مـی ریـزم و هی بغض فرو میبرم از فـال تلخـی كـه در آن ، میـل به دیدار نبود
خـواستـم در دل آشفـتـه ی مـن خـانـه كند
كـاش بــر روی دلــم ، كــوه ِ غــم آوار نبود
طـیـلا❤️🩹>
خـواستـم در دل آشفـتـه ی مـن خـانـه كند كـاش بــر روی دلــم ، كــوه ِ غــم آوار نبود
سال ها بـا دل من ، عـشق هوس بازی كرد
عـشق هـم بـا دل مـا ، ثـانـیــه ای یـار نبود
طـیـلا❤️🩹>
سال ها بـا دل من ، عـشق هوس بازی كرد عـشق هـم بـا دل مـا ، ثـانـیــه ای یـار نبود
دوستش دارم و عـالـم ، هـمـه جـا باخبرند
حـیـف و صـد حـیـف دگر مهلت انكار نبود
طـیـلا❤️🩹>
دوستش دارم و عـالـم ، هـمـه جـا باخبرند حـیـف و صـد حـیـف دگر مهلت انكار نبود
مـاه مـن ! بـاز بـیـا ، چـهــره ی خود را بنما
وعـده ی مـا بـه خدا ، ایـن هـمـه آزار نبود
طـیـلا❤️🩹>
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
طـیـلا❤️🩹>
عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
طـیـلا❤️🩹>
سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
طـیـلا❤️🩹>
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
طـیـلا❤️🩹>
جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی