طـیـلا❤️🩹>
باز هم میروم از شهر تو اما تنها
داغ فرهاد به دل دارم و دلدارم نیست
طـیـلا❤️🩹>
داغ فرهاد به دل دارم و دلدارم نیست
دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست
طـیـلا❤️🩹>
دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست
یک نظر دیدم و یک عمر پی یک نظرم
طـیـلا❤️🩹>
در چشم آفتاب چو شبنم زیادی ام چون زهر هر چه باشم اگر کم زیادی ام
بیهوده نیست روی زمینم نهاده اند
بارم که روی شانه ی عالم زیادی ام
طـیـلا❤️🩹>
بیهوده نیست روی زمینم نهاده اند بارم که روی شانه ی عالم زیادی ام
با شور و شوق می رسم و طرد می شوم
موجم به هر طرف که بیایم زیادی ام