طـیـلا❤️🩹>
به هوای دل تنگم به تو افتاده نظر از درونم که چه ویران شدهام میبینی ؟
خواب دیدم که دمی دست به دستم دادی
در همین خواب خرابت شدهام میبینی !؟
طـیـلا❤️🩹>
خواب دیدم که دمی دست به دستم دادی در همین خواب خرابت شدهام میبینی !؟
گفتم از عشق و نگاهی به خیابان کردی
در به در ؛ راه و خیابان شدهام میبینی ؟
طـیـلا❤️🩹>
گفتم از عشق و نگاهی به خیابان کردی در به در ؛ راه و خیابان شدهام میبینی ؟
گذر از قلب منو جای دو پایت مانده
گو دمی این دل ِ ویران شدهام ؛ میبینی ؟
طـیـلا❤️🩹>
گذر از قلب منو جای دو پایت مانده گو دمی این دل ِ ویران شدهام ؛ میبینی ؟
بوی آن عطر تو از باد صبا پرسیدم
گر شبی مست هوایت شدهام میبینی ؟
طـیـلا❤️🩹>
بوی آن عطر تو از باد صبا پرسیدم گر شبی مست هوایت شدهام میبینی ؟
گفتم از باده پرستی به تو شاید برسم
بهر این عشق چو کافر شدهاند میبینی !؟
طـیـلا❤️🩹>
گفتم از باده پرستی به تو شاید برسم بهر این عشق چو کافر شدهاند میبینی !؟
دوش دیدم که مرا از دل خود میراندی
آخرش طَردِ سَرایَت شدهام میبینی . . ؟
طـیـلا❤️🩹>
یه مباحثه خیلی جالب توی تاریخ شعر هست که از این شعر حافظ شروع میشه :
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
طـیـلا❤️🩹>
سال ها بعد صائب تبریزی در مخالفت با حافظ این شعر رو میگه :
هر آن کس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را