طـیـلا❤️🩹>
شد زِ غَمت خانهی سودا دِلم ، در طلبت رفت به هرجا دِلم ،
در طلبِ زهره رُخِ ماهرو ،
مینِگَرد جانبِ بالا دِلم ،
طـیـلا❤️🩹>
در طلبِ زهره رُخِ ماهرو ، مینِگَرد جانبِ بالا دِلم ،
فرشِ غمش گشتمُ آخر زِ بخت رفت ،
بر این ، سقفِ مصفا دِلم ،
طـیـلا❤️🩹>
فرشِ غمش گشتمُ آخر زِ بخت رفت ، بر این ، سقفِ مصفا دِلم ،
آه که امروز دلم را چه شد ؟.
دوش چه گفتَست کسی با دلم ؟.
طـیـلا❤️🩹>
آه که امروز دلم را چه شد ؟. دوش چه گفتَست کسی با دلم ؟.
در طلبِ گوهر گویای عشق ،
موج زند ، موجِ چو دریا دلم ،
طـیـلا❤️🩹>
او استکان چایی خود را نخورد و رفت بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت
گفتم نرو ! بمان! قسم ات می دهم ولی
تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت
طـیـلا❤️🩹>
گفتم نرو ! بمان! قسم ات می دهم ولی تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت
گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات
یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت