طـیـلا❤️🩹>
گرچه از خویش بریدیم و تهیباده شدیم! عاشقِ عشقِ جهانبینِ جهانیم هنوز..
با بهار آمد و با برف شد آن بادِ صبا ،
ما اسیرِ سفرِ بادِ خزانیم هنوز!
طـیـلا❤️🩹>
با بهار آمد و با برف شد آن بادِ صبا ، ما اسیرِ سفرِ بادِ خزانیم هنوز!
کاش میآمد و میدید پریشانیِ دل ؛
آنکه پنداشت همه بیخبرانیم هنوز..
طـیـلا❤️🩹>
کاش میآمد و میدید پریشانیِ دل ؛ آنکه پنداشت همه بیخبرانیم هنوز..
ای دل از خلوت ما راه به بیراه مزن ؛
کاندرین خلوتِ اندیشه زبانیم هنوز!
طـیـلا❤️🩹>
ای دل از خلوت ما راه به بیراه مزن ؛ کاندرین خلوتِ اندیشه زبانیم هنوز!
درد ما را به کجا میبرد این قافله عمر؟
ما در این گرگسرا نایِ شبانیم هنوز..
طـیـلا❤️🩹>
درد ما را به کجا میبرد این قافله عمر؟ ما در این گرگسرا نایِ شبانیم هنوز..
آه ، از فقر دل خویش چه گویم به رفیق؟!
در زمانی که پر از تاب و توانیم هنوز ؛
طـیـلا❤️🩹>
آه ، از فقر دل خویش چه گویم به رفیق؟! در زمانی که پر از تاب و توانیم هنوز ؛
عشق گنجیست که هرکس نتواند دیدن ؛
دیدهایم و زِ پیاش پای فشانیم هنوز (:
طـیـلا❤️🩹>
اونجا ك مولانا میگه :
«چو خـُدا بود پناهـَت ،
چه خطر بود زِ راهـَت ؟!
به فلك رسد کلاهـَت ك سرِ همه سرانی . !»