دلتنگی
پیچیدهترین حالتِ ممکن است؛
نه کلافه میشوی
نه آرام
فقط
«نبودنت» را
دوره میکنی.
همه میپرسند: حالت چطور است؟
و من فکر میکنم:
کاش میدانستند
نبضِ حالم
دستِ توست.
ساکت که میمانی،
تمامِ واژههای جهان
در گلویم بغض میشوند؛
تو که میخندی،
جهانِ من
آرام میگیرد.
دوست داشتنِ تو
مثلِ نفس کشیدن است؛
نه میتوانم رهایش کنم
نه میتوانم بدونِ آن
زنده بمانم.
گاهی
تمامِ چیزی که از دنیا میخواهم
یک صندلیِ خالی است
کنارِ تو
تا بدونِ هیچ حرفی
فقط نگاهت کنم.