eitaa logo
🌱طوبی🌱تجربه و مطالعه نگاری
88 دنبال‌کننده
84 عکس
42 ویدیو
3 فایل
سلام زهرا شایسته نیا هستم در این کانال از نکات تربیتی حاصل از تحصیل ، تحقیقات و تجربیاتم خواهم گفت... ارتباط با ادمین : zahra_shy14@
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام و وظایف والدین در هر دوره رو به صورت خیلی اجمالی بررسی میکنیم: : شامل قبل از انعقاد نطفه،حین انعقاد نطفه و بارداری میشه توجه کنیم که روحیات،تغذیه،سبک زندگی،توجه به معنویت و خیلی از فاکتورهای زندگی پدر و مادر از قبل از انعقاد نطفه و حتی قبل از ازدواج روی بچه تاثیر داره!!! یکی از وظایف والدین در دوره قبل از انعقاد نطفه توجه به همسر گزینی مناسب هست... در ازدواج باید دقت کافی داشته باشیم تا یک پناهگاه امن خانوادگی برای بچه فراهم باشه حین انعقاد نطفه هم دستورات دینی وارد شده در احادیث و کتابهایی مثل دستورات مهم رو میتونید دنبال کنید دوران بارداری نیز قسمتی از دوران زندگی فرزندان هست جسم و روحیات بچه در حال شکل گیری هست توجه به سلامت معنوی و طهارت و مقوی بودن تغذیه مادر و آرامش و دوری از استرس از جمله وظایف والدین در این دوران هست درمورد دوران بارداری و دستورات آن هم کتابهایی موجود هست از جمله ریحانه بهشتی که در بالا ذکر شد اینجا و در غالب پیام اصلا امکان باز کردن مطالب نیست تیتر وار فقط معرفی میشه چهارشنبه آینده وارد دوره بعدی زندگی میشیم 🌱طوبی🌱 https://eitaa.com/toobachild
یا به عبارت دیگر ، بیشترین و مؤثرترین نقش را در تربیت الهی و پرورش انسان های شایسته و جامعه ای ایده آل و آرمانی دارد... به این پاراگراف فکر کنیم تا ان شاالله درموردش بعدا صحبت کنیم
علی لعنت الله علی القوم الظالمین... 🖤😔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قرآن خوندن این‌ پسر،نه! این شیر مرد با این آرامش و صلابتش روی خرابه ها مورد توجه خیلی ها قرار گرفت اما واقعا چطور بچه هاشون رو به این درجه از ایمان رسوندن؟! چیزی که به ذهن من میرسه اینه که بچه ها توحید عملی رو از پدر و مادر دریافت کردند بحث ای یا رو بارها مطرح کردیم بچه ها از حرفهای ما یادنمیگیرن از رفتار ما یاد میگیرن این بچه های مظلوم فلسطین پدر و مادرشون رو دیدن که لحظه شهادت خانواده و خراب شدن خانه هاشون ،در مواقع استرس بمباران و... آرامش خودشون رو حفظ کردن ،قرآن خوندن و حتی رجز خوندن... اما بچه های ما میبینن ما مدام میگیم خدا بزرگه خدا کریمه هر چی خدا بخواد اما با یک مشکل کوچک حتی در حد دیر و زود شدن یک امر یا گم شدن کفشمون به هم میریزیم و عصبی میشیم از کوره در میریم و به زمین و زمان و خدا و پیغمبر بد و بیراه میگیم!!! ما توحیدمون درونی نیست! به بچه هامون هم نمیتونیم توحید درستی یاد بدیم!! یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا برای ماست... 🌱طوبی🌱 https://eitaa.com/toobachild
چایی ریخت روی دستم اول یک جیغ کوتاه کشیدم و گفتم وای سوختم محمد علی دوید تو آشپزخونه گفت مامان نترس بعد اشاره کرد به شیر آب دستمو گرفتم زیر آب گفت دیدی !!! خوب شد... عین کلماتی که پدرش بعد از زخم شدن سرش بهش گفته بودن... بچه ها همونی میشن که ما هستیم!
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش مامان و بابای این بزرگ مرد کوچک رو بیارن یه دوره تربیتی برامون بذارن...البته اگر شهید نشده باشن...
داشتم ظرف می شستم دیدم سه تا استکانی که چایی خورده بودیم رو از روی میز داره میاره تو آشپزخونه میدونستم ممکنه از دستش بیافته و بشکنه اما اگر استرس بهش میدادم که نکن میشکنه دیگه جرئت میکرد دست بزنه؟!یا اگر میخواست دست بزنه من رو مخل آزادیش نمیدید؟ پس سعی کردم باروی خوش بگم:وای میخوای کمکم کنی ممنون😊 و برم جلو فقط هدایت و مراقبت کنم تا استکان هارو بیاره بذاره روی سینک بعد اومد گفت من من!! فهمیدم میخواد ظرف بشوره🤨 میتونستم بگم نه تو نمیتونی تو کوچولویی بعد اون اصرار کنه و من هم داد بزنم گفتم باشه صندلی میاریم سبد هم گذاشتیم کنارش من چیزای ریز رو کف میزدم و محمدعلی آب میکشید و میگذاشت توی سبد نیاز نبود داد بزنم وای خیس شدی دیدی نمیتونی! وای یک نقطه کف هست چرا نصفه انجام دادی! چرازود رفتی؟! چرا... مطمئنم اگر اینها رو بگم وقتی بزرگ بشه هیچ وقت دیگه کمکم ظرف نمیشوره!!! الان مطمئنی میشوره؟! نه😂 ولی میدونم با برچسب های منفی و کمالگرایی که تدکر مدام بخوام بدم ؛ ۱۰۰ درصد نمیشوره اما الان کرد(خودش بود) کرد داشت تقویت شد پیدا کرد تر از قبل هم‌ شد این همه حس خوب چرا دیگه ظرف نشوره؟! 🌱طوبی🌱 https://eitaa.com/toobachild
با یک هییت ۵ نفره رفتیم آرایشگاه🧐 البته خب کارهای دیگه هم داشتیم😉 محمدعلی اول نشست روی صندلی همین که خواست شروع کنه گریه کرد هییت همراه اومدن بگن نه نترس ترس نداره و... که آقای ارایشگر گفت چرا میگید نترس جرا میگید گریه نکن خودتون میگید گریه نکن خب گریه میکنه بدتر😁 خلاصه یکی از همراهان نشستن روی صندلی که اول موهای اون بنده خدا کوتاه بشه بعد به محمدعلی گفت اگر بخوای موهاتو کوتاه کنی این ماشین(که تو دستش هست) رو میدم بازی کنی نوبت محمد علی شد تخته گذاشت ماشین هم داد بهش موزر رو اوردو تذکر داد چیزی بهش نگید😄 تا بخواد کار کنه و محمد علی بترسه تبدیل کرد به گفت من موهاتو میزنم تو فوت کن(موهایی که تو موزر هست رو فوت کنه) وقت هایی که نیاز بود سرش رو بالا بگیره میگفت ماشینتو بیار بالا پرواز کنه یا میگفت ماشینتو نشون آبجی بده تو آینه نگاه کن و اینجور قشنگ مدیریت میکرد حتی نکات تربیتی هم میگفت😅 خلاصه یه چندتا دوره بریم پیشش
با تفاله های آب هویج و آب سیبی که نوش جان کردند😊