گیلآوا▪︎
بسمه تعالی برسد به دست مردم و مسئولین. مردم شریف ایران
با این متن ، اشک توی چشمم حلقه زد و به پاس زیباییش بلند شدم و در دل حسابی براش دست زدم و سپاس گفتم ...
سپاس گفتم بابت این همه قدرت قلم و زیبایی و نوشته هایی که خط به خطش لازمه ی این روزهای کشورمونه
سپاس گفتم بابت گفتارِ شیرینِ افکاری که هر روز از سرم میگذرنُ نمیدونستم چطور بیارمشون روی کاغذ..
با هر خونی که این روزها ریخته میشه همسری ، پدری ، پسری ، مادری ، خواهری از خانواده ای کم خواهد شد
با هر جسمِ بیجانی ، آسیبِ جبران ناپذیری به بنیاد خانواده ای زده خواهد شد...
با هر ضربه ای به اموال مردم ، سالها عرق و زحمت و تلاش برای خرید اون وسیله هدر خواهد رفت که خیلی وقتا جبران پذیر نیستن و افراد نمیدونن باید شکایتشونو کجا ببرن و بگن که خسارت دیدهان
این چند دستگی ایجاد شده ، تواناییِ پاره پاره کردن یک ملت رو داره
حداقل تا زمانی که یا اتحاد بشه ، یا یه جبهه پیروز بشه...
که قطعا هیچکدوم بدون بها نخواهد بود
باید با درس "همزیستی با مام میهن" پایه نهم آشنا باشید
این روزها زیاد یادش میکنم ...
خصوصا این پاراگرافِ 《این ستد و داد مادر_ فرزندی و جان فشانی یکی برای دیگری ، دو سویه است . اگر فرزند را ناخوشی و گزندی روی نماید ، مادر بی خویش و ناخوش و ناآرام است و هرگاه مادر را اندوه و آسیبی فراگیرد ، فرزندان نیز آرام و قرار ندارند و بی شکیب و به جان میکوشند تا آرام جای خانه را به آرامش بازآورند و خفاش خویان را از مهر رخ مادر ، دور بدارند .》
این روزها که حالِ ایرانمون خوب نیست ، ما هم قرار نداریم
ولو امید زیباست :) و هر شبی را سحری در راه است ...
این لباس فرمای لامصب انقدر گشادن که من مانتومو میتونم یه متر از اینورش و یه متر از اونورش بگیرم :))
شلوار که دیگه نگم واستون
انگار شلوار کُردی پوشیدم ؛ بقول فیلمِ آنتن ، زیبا جادار مطمئن🤣🤣
شلواره رو کلا دو سایز بزرگتر گرفتم🤣
نمیدونم اونموقع چی فکر کردم ولی الآن که نگاش میکنم خیلی گشاده :)
راستهی همشون همینقدره
کلا مدیرِ گرامیِ مدرسه به پوشش گشاد و امن معتقده😂
حالا کلاسمون
نخوام بگم چندتا ننه ور ورو(🤣) میگم که چندتا ور وره جادو دور هم جمع شدیم که از هر وقت خالی ای برای حرف زدن استفاده میکنن
و البتهه از هر فرصتی برای بحث سیاسی هم استفاده میکنن
ما بعضا و خصوصاا توی زنگ دینی و دفاعی ، بحث سیاسی داریم
از اوضاع کشور و ... حرفایی مطرح میشه که از هر جبهه ای میتونی توش پیدا کنی؛ و البته هر طرز تفکری
یه عده خودکم بینن که میگن هر چی مشکل هست توی ایرانه و ایران بده و هر چی توی خارجه خوبه ، یه عده خودبزرگ بینن میگن نه اصلا هیچ مشکلی نیست خیلیم خوبه
یه عده خنثی هم دارن فلافل میخورن به بحث نگا میکنن
حس میکنم اینجا اونطور که باید نقطه ی امنم نیست
انگار یه جای معمولیه مثل یه دوستِ معمولی که واسش از روزمرگی هام میگم
دیروز چیکار کردم امروز چیکار میکنم