هدایت شده از ماوی
دیر آمدی...درست!
پرستار پروانه و ارغوان بوده ای، درست!
مراقب خوانا ترین ترانه از هق هق گریه بوده ای، درست!
رازدار آواز اهل باران بوده ای، درست!
خواهر غمگین ترین خاطرات دریا بوده ای، درست!
اما از من و این اندوه پرسینه بی خبر، چرا؟
آه که چقدر سرانگشت خسته بر بخار این شیشه کشیده ام
چقدر کوچه را تا باور آسمان و کبوتر
تا خواب سرشاخه در شوق نور
تا صحبت پسین و پروانه پائیدم و تو نیامدی! :)
- #سید_علی_صالحی
#سامال
☕️' Mava | مأوی
تمام شدن ها خیلی دردناکن...
تمام شدن ها یه حس مبهمِ آمیخته به دلتنگی دارن..
مثل خونه ی قدیمی ای که برای آخرین بار نگاهش میکنی، خاطراتتو مرور میکنی و درش رو برای همیشه میبندی...
مثل تصویر ماشینی که پشت میکنه و رو به جاده ای بی انتها جلو میره...
مثل تویی که برای آخرین بار روی سکوی مدرسه ات میشینی و به کلاساش نگاه میکنی و تک تک خنده ها ، لحظه ها ، دوستیها و شادیهات مرور میشه و تو برای آخرین بار پات رو ازش بیرون میزاری..
مثل آخرین آغوش ، آخرین لبخند ، آخرین دیدار ، آخرین بوسه...
مرتضی پاشایی مدتهاست مرده وُ من هنوز آهنگاشُ از زبون بقیه میشنوم
ماندگاری؟ ماندگاری
میترسم یه روزی برسه
که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا
کمک کن
نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا .. :)
خب
عادی شیم .
ببینین کی اینجا نتونسته هنوز عادتِ مسخره ی خانمان سوزِ شب امتحانی بودن رو ترک کنه :))
تا حالا شده شجاعت نشون بدین ، ولی خیط شین؟
این دو روز ، دو بار پشت سر هم شهامت نشون دادم
و دو بار خیط شدم😂
امروز حس میکردم همه توی دلشون دارن بهم میخندن
منم مثلِ عارفه ، هر روز رو به خودم :
ببین مریم، لازم نیست توی همه چیز داوطلب شی
واقعا برای هر چیزی خودتو وسط ننداز دختر خوب.
نزار درس به حاشیه بره با فعالیتا
*نفس عمیق