eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
و گاد .‌‌.. نمیتونین حس کنین وقتی یه موسیقی خوب گوش میکنم چطور روحم آروم میگیره و پرانرژی میشم ، وقتی شعر میخونم چطور شور و نشاط رو حس میکنم ، و وقتی به آثار معماری (خصوصا ایرانی ) نگاه میکنم چطور نقش و نگار روح بخش و صیقل هاشون تحسین میکنم
گیل‌آوا▪︎
برای همین ، این هم شده یکی از قانونهایی که توی روزهای project 50 باید انجام بدم
من روز ۱۷ ام و اگه شروع نکردین ، پیشنهاد میکنم حتما شروع کنید شگفت انگیزه
شروع کنید به وجود داشتن زندگی و وجود رو حس کنین که لحظه ی مرگتون ، لحظه ای که آخرین فرصت ها با آخرین نفس ها همپا میشه ، ناراحت نباشین که کاری واسه خودتون نکردین
گیل‌آوا▪︎
یکی از چیزهایی که از کتاب سه شنبه ها با موری یاد گرفتم ، سطر اول و دوم بود : «ما میدونیم یروز می‌میریم ، ولی باورش نمیکنیم. باور نمیکنیم که ما هم میتونیم نفر بعدی باشیم»
چند روز دیگه تولدمه. دوست دارم یه روز عالی باشه و حداقل یه کار به یاد موندنی کنم و خاطره بسازم فعلا که چیزی به ذهنم نرسیده
شب بخیر
عه ظهر بخیر
هدایت شده از سخن بزرگان
@sokhan_iw اگر فردا آخرین روز دنیا باشد جالب است! تمام خطوط تلفن دنیا پر میشود از جمله هایے مانند: "همیشه دوستت داشتم" , " عاشقتم" , " هیچ وقت نتوانستم بگویم دوستت دارم" , " مرا ببخش " , "اولین و آخرین عشقم تو بودے " و . . . هزاران نفر براے دیدن ڪسے ڪه دوست دارند حاضر هستند ڪل داراییشان را بدهند براے اینڪه وقت دیدن طرفشان را لحظه اے داشته باشند! خیلے ها پشیمان میشوند ڪه چرا خیانت ڪردند، خیلے ها دنبال گرفتن یک بخشش ساده میروند ڪاشڪے هر روز روز آخر بود تا ما انسان ها قدر لحظات زندگے را میفهمیدم! قدر یڪدیگر را میدانستیم!!! ڪاشڪے به جاے لج بازے و یا غرور بیجا، لحظه اے را با عشق سپرے میڪردیم! لحظه اے باور ڪن فردا زندگے و دنیا تمام میشود.....
هدایت شده از ڪافــــہ ڪتــــاب ☕️🌿
رفته بودم دکتر... دکترِ دیوانه، مثل من شاعر بود گفت حالت خوب است...؟! من از او پرسیدم: "دکتری آیا تو؟؟ رنگ رخساره ی من... حالت چهره چطور ؟ برق چشمانم چی؟ همگی نرمال است؟؟" گفت: "حالت خوش نیست..." دل تو غمگین است نسخه اما این است صبح ها یک غزل ناب بخوان! ظهرها قبل اذان، یک دو بیتی کافی است... عصرها سعدی و حافظ که بخوانی با دو فنجان چای یا قهوه ترک قبل تاریکی روز، رنگ رخساره عوض میگردد، حالت چهره ولی دست تو نیست... "عاشقی آیا تو ؟" دکتر از من پرسید من نگاهش کردم... و نمیدانستم پاسخ سخت سوال او را... گفت: قبل از خواب باید بنویسی! هر شب.. و به موسیقی ایرانی اصل گوش جان بسپاری... "جان مریم" خوب است یا "بهار دلکش" نغمه ای را که به دل بنشیند... برق چشمانت هم، ساده درمان بشود دوستان را تو ببین...! گل بگو! گل بشنو! و به اندیشه ی پنهان درونت، هدیه کن یک گل سرخ...! و کمی دورتر از باغچه ی خانه ی خود تک درختی تو بکار! و حواست باشد! که رهایش نکنی... نگذاری که بگیرد آفت! من کمی گیج شدم دکتر اما خندید، به گمانم فهمید من دیوانه چو او، شاعری در به درم که اگر صبح شود، یا نسیمی بوزد و دعایی نکنم، یا که خورشید سلامم بکند و جوابی ندهم بی گمان میمیرم... نسخه را پیچیدم، پیش رفتم تا شعر پیش رفتم تا دوست... پیش رفتم تا گل... و به آهنگ دلم رقصیدم، دو سه روزی که گذشت، حال من بهتر شد... تو چرا غمگینی؟! تو مگر شعر نمیخوانی دوست؟! صبح ها یک فنجان، غزل تازه ی سعدی... قبلِ خواب، شعر نو از سهراب... شک نکن یار عزیز! کمتر از یک هفته، دهد این نسخه جواب... نسخه باشد از من، از تو یک همت ناب... از تو یک همت ناب... ☕️ ─═हई╬ @book_cafe1 ╬ईह═─
گیل‌آوا▪︎
رفته بودم دکتر... دکترِ دیوانه، مثل من شاعر بود گفت حالت خوب است...؟! من از او پرسیدم: "دکتری آیا
وااای این چی بود من خوندم چقددرررر قشنگ بود یادتونه گفتم هر روز شعر بخونین و موسیقی گوش کنین؟ بفرما نسخه علمی اش هم رسید :))