هدایت شده از سخن بزرگان
@sokhan_iw
اگر فردا آخرین روز دنیا باشد جالب است!
تمام خطوط تلفن دنیا پر میشود از جمله هایے مانند:
"همیشه دوستت داشتم" , " عاشقتم" ,
" هیچ وقت نتوانستم بگویم دوستت دارم" , " مرا ببخش " ,
"اولین و آخرین عشقم تو بودے " و . . .
هزاران نفر براے دیدن ڪسے ڪه دوست دارند حاضر هستند ڪل داراییشان را بدهند براے اینڪه وقت دیدن طرفشان را لحظه اے داشته باشند!
خیلے ها پشیمان میشوند ڪه چرا خیانت ڪردند،
خیلے ها دنبال گرفتن یک بخشش ساده میروند
ڪاشڪے هر روز
روز آخر بود تا ما انسان ها قدر لحظات زندگے را میفهمیدم!
قدر یڪدیگر را میدانستیم!!!
ڪاشڪے به جاے لج بازے و یا غرور بیجا، لحظه اے را با عشق سپرے میڪردیم!
لحظه اے باور ڪن
فردا
زندگے
و دنیا
تمام میشود.....
هدایت شده از ڪافــــہ ڪتــــاب ☕️🌿
رفته بودم دکتر...
دکترِ دیوانه،
مثل من شاعر بود
گفت حالت خوب است...؟!
من از او پرسیدم:
"دکتری آیا تو؟؟
رنگ رخساره ی من...
حالت چهره چطور ؟
برق چشمانم چی؟
همگی نرمال است؟؟"
گفت: "حالت خوش نیست..."
دل تو غمگین است
نسخه اما این است
صبح ها یک غزل ناب بخوان!
ظهرها قبل اذان،
یک دو بیتی کافی است...
عصرها سعدی و حافظ که بخوانی
با دو فنجان چای یا قهوه ترک
قبل تاریکی روز،
رنگ رخساره عوض میگردد،
حالت چهره ولی دست تو نیست...
"عاشقی آیا تو ؟"
دکتر از من پرسید
من نگاهش کردم...
و نمیدانستم
پاسخ سخت سوال او را...
گفت:
قبل از خواب باید بنویسی!
هر شب..
و به موسیقی ایرانی اصل
گوش جان بسپاری...
"جان مریم" خوب است
یا "بهار دلکش"
نغمه ای را که به دل بنشیند...
برق چشمانت هم،
ساده درمان بشود
دوستان را تو ببین...!
گل بگو! گل بشنو!
و به اندیشه ی پنهان درونت،
هدیه کن یک گل سرخ...!
و کمی دورتر از باغچه ی خانه ی خود
تک درختی تو بکار!
و حواست باشد!
که رهایش نکنی...
نگذاری که بگیرد آفت!
من کمی گیج شدم
دکتر اما خندید،
به گمانم فهمید
من دیوانه چو او،
شاعری در به درم
که اگر صبح شود،
یا نسیمی بوزد
و دعایی نکنم،
یا که خورشید سلامم بکند
و جوابی ندهم
بی گمان میمیرم...
نسخه را پیچیدم،
پیش رفتم تا شعر
پیش رفتم تا دوست...
پیش رفتم تا گل...
و به آهنگ دلم رقصیدم،
دو سه روزی که گذشت،
حال من بهتر شد...
تو چرا غمگینی؟!
تو مگر شعر نمیخوانی دوست؟!
صبح ها یک فنجان،
غزل تازه ی سعدی...
قبلِ خواب،
شعر نو از سهراب...
شک نکن یار عزیز!
کمتر از یک هفته،
دهد این نسخه جواب...
نسخه باشد از من،
از تو یک همت ناب...
از تو یک همت ناب...
#یک_فنجان_شعر ☕️
─═हई╬ @book_cafe1 ╬ईह═─
گیلآوا▪︎
رفته بودم دکتر... دکترِ دیوانه، مثل من شاعر بود گفت حالت خوب است...؟! من از او پرسیدم: "دکتری آیا
وااای
این چی بود من خوندم
چقددرررر قشنگ بود
یادتونه گفتم هر روز شعر بخونین و موسیقی گوش کنین؟
بفرما نسخه علمی اش هم رسید :))
گیلآوا▪︎
وااای این چی بود من خوندم چقددرررر قشنگ بود یادتونه گفتم هر روز شعر بخونین و موسیقی گوش کنین؟ بفرما
چاکرم خجالتم ندین
نه امضا نمیدم
هدایت شده از سخن بزرگان
📝 #نرگس_صرافیان_طوفان
خالی کن خودت را از فکر روزهای سختی
که پیش رو داری
چالشهای جدیدی که با آنها مواجهی،
آزمونهای ساده یا پیچیدهای که داری
و تمام نگرانیهای ریز و درشتی که
در صندوقچهی افکارت تلنبار کردهای
رها باش از دغدغهی اتفاقات تلخی که هنوز
نیفتادهاند و به احتمال زیاد،
هرگز هم نخواهند افتاد
بالآخره روزهای سخت هم میگذرند،
چالشها را پشت سر میگذاری
آزمونها به نتیجههای متوسط یا مطلوب
میرسند و فقط این نگرانیهای تو هستند
که بیثمر، یقهی آرامشت را چسبیدهاند
و به لحظاتت برچسب تلخ بیقراری میزنند...
رها باش
همینطور که با طمأنینه و آرامش،
تلاشت را برای رسیدن به بهترین نتایج میکنی
و برای مشکلاتت دنبال راه حل میگردی،
فراموش نکن که بالآخره تمام میشود
و تو باید آرام و صبور باشی ❤️
@sokhan_iw
گیلآوا▪︎
📝 #نرگس_صرافیان_طوفان خالی کن خودت را از فکر روزهای سختی که پیش رو داری چالشهای جدیدی که با آنها
جالبه
قبلش داشتم به یه دوست میگفتم که : وقتی به آینده ای که پیش رومه نگاه میکنم ، میترسم .
وقتی یادم میوفته قراره بسیاری از غم ها و شادی ها و تنهایی ها رو سپری کنم . و همینطور سختی ها و تلخی ها و شیرینی ها که میان و میرن و مهمون زندگیم میشن .
اینکه زندگی تلفیقی از تمام حس هاست
و این غیر قابل پیش بینی بودنش میتونه ترسناک باشه .
تا اتفاقی چشمم به این خورد و بله
خانم صرافیان طوفان خیلی حق گو هستن.
چالش ها هستن و روزهای تلخ هم میگذرن
و نهایتش فقط نگرانی و آثارشه که بیخ گلوی آدمو میگیره و ول نمیکنه
در کل ، هیچوقت توی یک حس تا ابد غرق نشین
و توی یک حس خودتونو اسیر نکنین .
فاصله بگیرین .
اگر غم دارین ، براش گریه کنین
اصلا یه قسمت روز رو بزارین برای گریه .
ولی فقط همون قسمت ؛ بعد از اون دیگه توی اون حس نمونین .
بگین《این حس رو تجربه کردم ، حسش کردم . به اندازه کافی در آغوشش کشیدم . حالا وقت جدا شدن و تجربه های بیشتره》
و فاصله بگیرین و زندگی رو ادامه بدین .