یه دیالوگ شنیدم از زبان یه آدم فضایی ، که به شکل انسانی استتار شده بود و داشت ذهن انسانها رو میخوند : 《 اونا در نظر خودشون کانون جهانن . اونا همش به این فکر میکنن که فلانی راجب من چی فکر کرد ، اون راجبم چی فکر کرد؟ انسان بودن سخته ، حتی برای خودشون》
خیلی چیزا ارزش ندارن که به دغدغه های ذهنی تبدیل شن
و ما اونقدر وقت نداریم که سر دغدغه های بی فایده تلف کنیم .
اینو وقتی فهمیدم که از بالا و از منظره ی دورتر و بیرونِ گود نگاش کردم
هدایت شده از - گشت قم -
[هرجا دیدی خدا
باشکوه تحویلت گرفت..
رشوه می خواهد خدا
خرجش دعای مادر است]
https://eitaa.com/torangan 🌱
گیلآوا▪︎
[هرجا دیدی خدا باشکوه تحویلت گرفت.. رشوه می خواهد خدا خرجش دعای مادر است] https://eitaa.com/torang
اوه ممنونم:)
واقعا در بهترین موقع این بیت زیبا رو دیدم
هدایت شده از "𝐇𝐨𝐫𝐢𝐳𝐨𝐧"
دور هر آدم، هاله خاصی هست که فقط مختص به خودشونه و هیچجای دیگه نمیشه عین همون رو پیدا کرد، اما ممکنه به فرد دیگه ای بربخوری و بین عطرهایی که از شخصیتش استشمام میشه، یه رایحه از بوی اون هم باشه
شباهت ها دقیقا مثل همون یه رایحه هستن و کل هاله اون فرد رو با خودشون ندارن
بعضی وقتا این اتفاق میفته که یه آدم رو به صورت فرد مشخصی نمیشناسی اما به هاله ای که دورش رو گرفته جذب میشی، شباهت ها رو بین رایحه عطرش حس میکنی و با اینکه مطمئن نیستی اون چه کسیه، بارها و بارها به سمتش میری
حالم عجیبه
ترکیب از یه سرخوشی بچگونه ، یه درگیری فکری بزرگونه .
مَن خسته است
از همه چیز خسته است .
از تظاهر و احتیاط و پنهان و سرکوب
از فرار و فرار و فرار.
از تناقض