حال و هوای عید ، تکاپوی توی خونه ها ، سفره های هفت سین ، صدای تنبک و دف ، هوای بهشتی
بیاید سالِ 1400 رو توی همین ساعت های پایانیش بزاریم ؛ نه با دعوا و اخم و غصه .
سالِ 1400 با هر خوب و بد ، هر غصه و شادی ، هر بیماری و سلامتی ، با هر چیزی که بود ، گذشت .
هر خاطره اش ، رفت توی کتابخونه خاطراتِ ذهن ما و هر کدوم یه تجربه ی بی مثال بود که مارو به تجربه احساسات جدید فراخوند و در آغوش کشید ؛ و هر تجربه چیزی برامون به ارمغان داشت .
پس تک تک اونهارو توی سال 1400 در آغوش بگیریم و آروم اون رو توی 1400 دوست داشتنی بذاریم تا با سالِ نو ، ما هم تازه بشیم.
این به این معنی نیست که قراره فراموششون کنیم ، بلکه خاطرات و درسها همیشه توی گنجینه امون همراهمون هستن و ما ازشون استفاده میکنیم. جا گذاشتن یعنی جا گذاشتن نفرت و خشم و کینه ، غصه هایی که از گذشته هنوز بهشون فکر میکنیم و ناراحت میشیم و ...
عید زیباتون مبارک :)
این جشن باستانی زیبا که همزمان با تازه شدن درخت ها و شکوفه های طبیعتِ زنده همراهه ، به تک تکتون مبارک باشه
بیاید ذوقِ دم عیدی رو حس کنیم ؛ نفس عمیق بکشیم و از چیزهای کوچیکی که داریم لذت ببریم .
از اینکه توی یک کشور با امنیت با مردم غیور هستیم ، دست و پا داریم ، میتونیم ببینیم و بشنویم ، سواد داریم ، سقفی بالای سرمون هست ، غذایی هست ، عزیزی برامون هست .
همه عزیزانتون رو در آغوش بکشید .
آره ؛ مشکلات هست ، غم ها و ناراحتی ها هم هست . هیچکس نمیتونه تضمین بده توی سال جدید ما با هیچکدوم از این تجربه های تلخ روبرو نمیشیم . ولی اونها هم میگذره .
فعلا بیاید شاد باشیم ، شکر کنیم ، بوسه بزنیم به طبیعتِ قشنگ و یه بوس بفرستیم برای خداجون که اینهمه نعمت داد بهمون ، و لبخند بزنیم :)
لبخند ، لبخند :)
بازم عیدتون مبارک
واقعا تک تک لحظه های امروز برام لذتبخش بود. فیلم خنده داری که باهاش خندیدم ، وقتی معنی نمادای هفت سین رو بلند میخوندم و بهشون اشاره میکردم و لبخند میزدم ، نرگسامو بو میکردم و با چندتا از دوستام تلفنی حرف زدم . وقتی سال تحویل شد و حس تازگیِ قشنگ و جرقه ی تغییری که حس میکردم و چیزای جدیدی که فهمیدم ، از امروز یه روز دلچسب و آروم و دلپذیر ساخته بود که به عنوان روز تحویل سال عید ۱۴۰۱ توی صندوق خاطراتم ذخیره شد. واقعا نشاط رو حس میکردم و همه هم ذوق غیر طبیعی منو فهمیده بودن:)