بهم گفت منت میزاری ، گفت دوست داری التماست کنن تا بگی من خیلی گرانبهام :)
حقیقت اینه که دیگه قابل تحمل نبود :)
یه قسمت از وجودم میخواست بره ...
میخواست برگرده توی اون گودالِ تنهایی و پر از فکر...
که دیگه به فکرِ مخمصه نباشه :)
که دیگه به این فکر نکنه که در نظر بقیه کسیه که دوست داره التماسش کنن و از تنهایی بقیه لذت میبره...
من فقط دوست داشتم فرار کنم از کسایی که همشون میخواستن من فقط و تنهاییاشونو پر کنم .
حالم داره بد میشه
هدایت شده از - Deleted Account !
رسیدم به تخت عزیزم
تختمو با هیچ موجودی نمیتونم عوض کنم
گیلآوا▪︎
رسیدم به تخت عزیزم تختمو با هیچ موجودی نمیتونم عوض کنم
دقیقا تو همین حالم
هدایت شده از Myself_Without anyone
خبببب میخام تقدیمی بدم:>
اینجوریه که یه تیکه کوچولو کمتر از یک صفحه از یک کتاب توی هر ژانری:>
میدم بهتون.
فقط ایگنور نکنین این پیامو فوروارد کنید چنلتون:>
#تقدیمی
#فور_بنمایید