جوری که هر روز Infp میگذره
مهربونی کردن به دوستاش، به اندازه کافی ری اکشن نگرفتن ازشون و رفتن تو غار خودش، دوباره دلتنگ دوستاش شدن و بهشون پیام دادن.
جوری که هر روز Enfp میگذره
حرف زدن با حیوانات/طبیعت و عشق ورزیدن بهشون، تلاش برای خندوندن دوستاش، سعی برای اینکه روزش تنوع داشته باشه و تکراری نشه.
جوری که هر روز Intp میگذره
دلش میخواد حرف بزنه، نمیدونه از کجا باید شروع کنه و چی بگه، پس ترجیح میده چیزی نگه و شنونده باشه.
جوری که هر روز Entp میگذره
ندونستن اینکه چیکار کنه، یهویی پیدا کردن یه ایده و تصمیم گرفتن براش، منصرف شدن از تصمیمش چون فکرمیکنه مسخره است.
؛ isfj
همونیه که اگر توی جمع باشه، دستاش عرق میکنه و صداش میلرزه. برای همین دوست داره همیشه پشت صحنه باشه و خیلی توی دید نباشه.
؛ esfj
همونیه که اگر توی جمع باشه، خیلی خون گرمه و دوست داره وقتی حرف میزنه همه بهش گوش بدن و توجه بکنن.
؛ istj
همونیه که اگر توی جمع باشه، همه فکر میکنن خیلی مغروره و خودش رو میگیره، ولی اون فقط از بحثای سطحی و روزمره بدش میاد و توشون شرکت نمیکنه.
؛ estj
همونیه که اگر توی جمع باشه، دلش میخواد با اعتماد به نفس به نظر برسه. اما گاهی وقتا کم روییش گل میکنه و علاقه اش به حرف زدنو از دست میده.
؛ infj
همونیه که اگر توی جمع باشه، توی سکوت به حرفای بقیه گوش میده، چون از اینکه توی مرکز توجه باشه وحشت داره و میترسه موقع حرف زدن سوتی بده و بقیه مسخرش کنن.
؛ enfj
همونیه که اگر توی جمع باشه، حواسش به همه هست و با تک تک اعضای جمع حرف میزنه و بهشون گوش میده تا کسی حس بدی نداشته باشه.
؛ intj
همونیه که اگر توی جمع باشه، همه فکر میکنن خیلی جدی و گوشه گیره، اما واقعیت اینه که معمولا حرفای بقیه براش زیادی کسل کننده است و دلیلی برای صحبت پیدا نمیکنه.