یه Infp : احساسات خیلی خوشگلن من عاشق اتفاقات کیوت و هیجانی ام.
همون Infp وقتی شب میشه: از احساسات متنفرم کاش زودتر از بین برن دیگه نداشته باشمشون.
یه Enfp : وای من خیلی دوست دارم پیش دوستام باشم، کاش هر روز باهاشون برم بیرون.
همون Enfp وقتی شب میشه: باید از همه دور بشم کسی نیست که من و احساساتم رو درک کنه همشون احمقن.
یه Intp : اهان، خب؟، که چی؟، حرفی ندارم بزنم برای امروز خیلی خستم، بیخیال.
همون Intp وقتی شب میشه: مغزم پر ایده شده احساس میکنم انرژیم داره فوران میکنه، الان وقتشه که به همه پیام بدم.
یه Entp : این ایده عالیه باید سریعا عملیش بکنم، تا آخر ماه به همه هدف هام میرسم.
همون Entp وقتی شب میشه: چرا همیشه اشتباه انتخاب میکنم؟ چرا همه چی برام بی اهمیته و دارم گند میزنم؟
وقتی تلفنی با isfj حرف میزنی، اول مهربونه ولی بعد کلی بخاطر شیطونی هایی که کردی دعوات میکنه.
وقتی تلفنی با esfj حرف میزنی، اون متقاعدت میکنه که بیشتر به خودت برسی و مراقب خودت باشی.
وقتی تلفنی با istj حرف میزنی، باید کلی به نصیحت هاش راجع به اشتباهی که کردی گوش بدی.
وقتی تلفنی با estj حرف میزنی، باید کلی بهش التماس کنی تا به دیدنت بیاد چون معمولا سرش شلوغه.
وقتی تلفنی با infj حرف میزنی، یا با یه نینی کیوت روبرو میشی، یا یه قاتل که میخواد همه رو بکشه.
وقتی تلفنی با enfj حرف میزنی، کلی ازش تعریف و محبت میگیری و دلت میخواد از پشت گوشی بچلونیش.
وقتی تلفنی با intj حرف میزنی، باید ازش حرف بکشی و آخر سر متوجه میشی حواسش جای دیگست.