هدایت شده از رادیو محمدعلی
راشل کوری یه دختر آمریکایی بود که قید یه زندگی راحت رو زد، از شهر المپیا تو ایالت واشنگتن دل کند و با چندتا از دوستای همفکرش راه افتاد رفت یکی از خطرناکترین ، تنهاترین و مظلوم ترین جاهای دنیا؛ رفح، بخشی از غزه! رفته بود اونجا که جلوی خراب کردن خونههای فلسطینیها توسط سربازای اسرائیلی رو بگیره، اما تو همین راه جونش رو از دست داد. راشل فقط ۲۳ سالش بود. یکشنبه ۱۶ مارس ۲۰۰۳، راشل با ۸ نفر از دوستاش (۵ تا آمریکایی و ۳ تا انگلیسی) تو محله «السلام» رفح، سعی داشتن جلوی یه بولدوزر نظامی رو بگیرن که میخواست خونه یه فلسطینی رو خراب کنه. راشل میره جلوی بولدوزر وایمیسته، با رانندش حرف میزنه و میگه نگه داره. یه لباس نارنجی تنش بود که از دورم راحت دیده میشد و با بلندگو اعتراض میکرد. دوستاشم یه کم عقبتر وایستاده بودن و داد میزدن که متوقف کنه. ولی بولدوزر اصلاً اهمیت نمیده و همینطور میاد جلو. راشل میره روی یه تپه خاک، اما اون ماشین سنگین ولکن نیست… بولدوزر ۶۰ تنی از روش رد میشه و زیر خاک دفنش میکنه. بولدوزر یه کم جلوتر میایسته، تیغش رو کامل میاره پایین و بعدش دنده عقب میگیره، انگار که میخواست مطمئن شه کارو تموم کرده! بعد از این اتفاق وحشتناک، نیروهای اشغالگر هیچ کمکی بهش نمیکنن. چند دقیقه بعد یه آمبولانس فلسطینی میرسه و راشلِ نیمهجون رو میبره سمت بیمارستان رفح، اما قبل از اینکه برسه، جونش رو از دست میده. با اینکه این اتفاق خیلی تلخ بود، خبرش فقط یکی دو روز تو بعضی رسانهها اونم کمرنگ پخش شد. نه پیگیری جدیای شد، نه درباره مراسم یادبودش که حتی با دخالت تانکهای اسرائیلی به هم خورد، نه درباره اذیتکردن آمبولانس یا حتی اجازه ندادن به پدر و مادرش که برن فلسطین—هیچ واکنش خاصی از سمت اونایی که خودشونو مدافع حقوق بشر میدونستن، دیده نشد. امروز سپاه چنتا پهباد رو برای گرفتن انتقام خون یک شهروندِ دختر آمریکایی به سمتِ اسرائیل شلیک کرد! ما ایرانی ها نه تنها انتقام خون ایرانی هارو میگیریم، بلکه منتقمِ خونِ هر مظلوم و آزاده ای در جهان هستیم! روح راشل عزیز شاد و یادش گرامی! دست و بازوی بچه های سپاه رو هم میبوسیم ...
هدایت شده از سِدخارجی
46.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سال ۱۴۰۴ در ۴۰۴ ثانیه! 🇮🇷❤️🩹
مشاهده نسخه باکیفیت در آپارات
@SedKhareji ✔️
اوبونتو|ubuntu
سال ۱۴۰۴ در ۴۰۴ ثانیه! 🇮🇷❤️🩹 مشاهده نسخه باکیفیت در آپارات @SedKhareji ✔️
تو یه سال اندازه صد سال اتفاق پشت سر گذاشتیم!
اوبونتو|ubuntu
تو یه سال اندازه صد سال اتفاق پشت سر گذاشتیم!
کافیه شما ویدیو رو باز کنی فقط، گریه کردنت تضمینیه.
این روزا خیلی راحتتر از قبل حرفهایی که جلوم یا پشت سرم میزنن رو دارم قبول میکنم و دیگه از واکنشهای مثل قبل خبری نیست. اثر بزرگسال شدنه شاید. نمیدونم.
از برچسبهایی که به خاطر حرف درست بهتون زده میشه، نترسید. آدمیزاد از ترس هیچ بهرهای قرار نیست ببره.