خودم هنوز کلی کتاب نخونده دارم و از قرض گرفتن متنفرم (چون کتاب هر فرد خیلی واسش عزیزه درک میکنم جالب نباشه قرضش بده) ولی این لعنتی یچیز دیگه بود (اولاشو خوندم)
دبیر فارسیمون داستان لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و خسرو رو تعریف کرد و داستاناشون واقعا سم بود. از اون سم تر اون که ما نمیدونستیم واقعا داستاناشونو
خیلی رندوم به یکی از بچه هابرگشتم گفتم روت کراشم و اون خیلی عادی گفت منم همینطور و همو بغل کردیم و جدا شدیم رفتیم